روز شمار شروع !

وبلاگی که روزهای آشنایی با گنو و لینوکس را میشمارد.

روزگذر- ۱۳۸۹/۲/۲

TAGS: None

بعد از چند ماهه دارم اینجا مطلب مینویسم ؟!
من حتی سال جدید هم اینجا نبودم ؟
تاکس کجاست ؟
ای دل غافل ! زمان چه زود میگذره , داستانهای نارسیس و تاکس هم هنوز در تعطیلات به سر میبرن .
در حال حاضر من موندمو کلی کار و درس و ترم اخر !
ترم پیش این داستانها نارسیس و تاکس خیلی وقتمو گرفت مجبور شدم یکی از درسهامو حذف کنم برای همین تصمیم گرفتم یکم داستانا رو قطع کنم تا هم بتونم به درسهام برسم هم داستانها رو قوی تر کنم و هم ! و هم ؟! و هم؟؟؟؟ و هم هیچی :D
و اما از روزگارمان با لینوکس چه خبر !؟ لاگ شهرمون داره میرسه به جلسه ۴ رم و تا حالا ادامای جورواجوری توی جلسات شرکت کردن از دات نتی تا ویندوز هفتی ( متاسفاته زیاد خبری از لینوکس کار نبود ) ما هم با نا امیدی و امیدواری به هر حال این موضوع را دبال میکنیم تا شاید روزی به یک لاگ واقعی برسیم .

و اما رفتم سراغ پایتون و الان دارم میخونم ! برنامه نویس نیستم ولی شاید برنامه نویس شدم ! خدا رو چه دیدی !

روز گذر ۱۳۸۸/۱۱/۳۰

TAGS: None

این هفته خیلی هفته شلوغی بود و من فکر نمیکردم تا مدت ها وقت داشته باشم به دنیای مجازی ایدنتیکا و فیسبوک و وبلاگم و همه ی چیزهایی که تبدیل به عادت های روزانه شدن برگردم . ولی همه چیز شبیه یک سیب هست که وقتی به هوا بندازیم میچرخه و میچرخه و غیر قابل پیشبینی هست !
ولی از اتفافای جالبی که افتاده لینوکسیهاشو جدا میکنم که میشن اینها :
لاگ : اولین جلسه لاگ انجمن شمال خوزستان ( من که بش میگم لاگ دزفول ! ) برگزار شد و ۱۴ نفری امدن ! که چند نفری از اونها هم کاربر لینوکس بودن .
تقریبا جلسه برای من تکراری بود و من رو یاد اولین جلسه لاگ خوزستان در اهواز انداخت یک جورایی تکرار تاریخ بود ولی جو بهتری داشت که امیدوارم این جلسه ها ادامه پیدا کنه و خوب پیش بره .

لینوکس اف ام : وای ! جذاب ترین خبر این هفته بود ! جدا از ریتم کمی عجیبش ( اخه صدا ها جوری بود که منو یاد روزهای دبستان انداخت وقتی بچه ها کتاب فارسی رو رو خوانی میکردند )‌ محتواش  برای من بد نبود و حرکت بیستی بود :D !  خیلی کار پر از پتانسیلی هست .

روزگذر – ۲۰ /۱۱/ ۸۸

TAGS: None

مطلب اول !

اگر دیدید تلفون خونتون بدون دلیل قطع میشه و مامور مخابرات حاظره دستشو رو قرآن یا هر کتاب آسمانی برازه, که بگه تقصیر از اونها نیست. میتونید یک نتیجه بگیرید ! نتیجه گیری این میتونه باشه که, شاید زبانم لال, روم به دیوار, مشکل از مودم باشه و مودمتون یک ایرادی پیدا کرده باشه !

مطلب دوم !

به این نتیجه رسیدم که داستانهای مصور ناسیس و تاکس باید تبدیل به یک کار گروهی بشه و طبق پیشنهاد یکی از دوستان ( اقای بهزادی ) :

منظورم اینه که یه تیم تشکیل بشه و هر دفعه روی موضوع بحث بشه و طرح کلی داستان به دست بیاد.
بعد اون داستان با نظر کل تیم کامل بشه.
این تیم باید حداقل چنین افرادی رو داشته باشه:
1- رهبر تیم (که فکر می کنم خودتون هستین و ایده رو می دین)
2- کارشناس گنو/لینوکس (که محتوای اشتباه نداشته باشیم)
3-ویراستار ادبی (برای جلوگیری از اشتباه های واژگانی و نگارشی)
4- کارشناس هنری (برای تشخیص حالت چهره ها، تعیین رنگ آیتم ها و …)
5- صاحب نظر در کمیک استریپ (برای این که طراحی ها به ترتیب دیالوگ باشن، ترتیب زمانی رعایت بشه، نحوه ی گذار بلاک ها معلوم بشه و …)
6- آزمایشگر (که فقط در انتهای کار بر روی اثر نظر می ده و تغیررات بر مبنای اون انجام می شه)
در آخر هم طرح به دست اومده نهایی می شه
البته غیر از آزمایشگر بقیه افراد قابلیت ادغام دارن مثلا یه نفر هم می تونه در عین حال که کارشناس هنریه، ویراستار ادبی هم باشه)

به نظرم این یه طرح کامل میتونه باشه ولی در عمل طول میکشه تا به همچین چیزی بشه رسید برای همین میخوام با یک گروه داستان نویسی شروع کنم و البته برای داستان بعد بیشتر باید مراقب رنگامیزی ها باشم :D

مطلب سوم !

انجمن کامپیوتر شمال خوزستان یک انجمن نو پا هست که گویا خیلی علاقمند شده یک بخش برای لینوکس داشته باشه و البته یه چیزی دقیقا شبیه لاگ و در مطالب قبلی هم خبر از یک گردهمایی دادم که ۲۷ بهمن قراره برگذار بشه .

این انجمن تازگی ها هم یک فروم تشکیل داده :

http://anjomanco.co.cc/index.php

که یک بخش هم برای لینوکس کارها اونجا هست
:) تا فردا یا پس فردا  یا یک روز از همین روزها خدا حافظ

داستان 10 و یک خبر

TAGS: None

سلام

یه مدت طولانی اینجا خاک خورده بود ولی این بار با دو خبر امدم :

1 – داستان تصویری 10 ا از این لینک بردارید.

2- این خبر برای دوستانی هست که در خوزستان -دزفول یا نزدیکی های دزفول زندگی می کنند  :

یک گرد همایی برای لینوکس کار ها و دوست داران لینوس ( شرکت دشمنان هم ازاده ! :D   )

زمان : 27 /11 /1388 ساعت 4 عصر روز سه شنبه .

مکان : دزفول – خیابان  حافظ بین شریعتی و اقبال ( یا  شریعتی نبش حافظ ) – آموزشگاه دنــــــــا

شاید بشه اسمش را گذاشت !  اولین جلسه لاگ دزفول :)

انجمن کاربران شمال خوزستان .

TAGS: None

همینجا اعلام میکنم بچه های لینوکس کار شمال خوزستان دارن دور هم جمع میشن تا یه انجمن یا همون لاگ خودمون را تشکیل بدن . الانم در حال فراخوان  به سر میبرند .

اگر از دزفول و یا اندیمشک و شوشتر و … کسی اینجا هست به این لینک یک سری بزنه :

http://linuxlug.anjomanco.com

البته یه لاگ خوزستان داریم ولی خوب کمتر کسی 2-3 ساعت راه رو تا اهواز میره برا همینم بچه ها شمال خوزستان هم دارن جمع میشن که از دنیای لینوکس عقب نمونن .

جشن به خوبی تمام شد .

TAGS: None

سلام به همه بچه ها ( تاکس چطوری؟)

جشن ازادی نرم افزار در اصفهان هم به خوبی و خوشی تمام شد ولی به من پستر نرسید یعنی میشد مثل بچه ادم برم بگم یکی به من بدید ولی این کارا از من بعیده بنا بر این در یک اقدام چریکی وقتی برای انجام عملیات وسطی با فامیل به پارک رجایی رفتیم اقدام به برداشتن پستر کردیم .
اینم عکس عملیات !

Untitled3

البته هرچی وایسادیم نگهبان خوابش ببره یا جا به جا بشه این اتفاق نیفتاد و مثل بچه ادم از نگهبان اجازه گرفتیم !!!!

اینترنت هم این مدت ندارم برا همین با کلی مشقت این پست را دادم :(

جشن ازادی نرم افزار اصفهان

TAGS: None

سلام بیننده ها , خواننده ها و ره گذر ها ایننجا اصفهان است و پنج شنبه 26 شهریور هم جشن ازادی نرم افزار . دستور دادن لوگو بزنیم دعوت کنیم . تاکید میکنم دستور دادن !

fetch.php

بعدشم گفتن بدون ثبت نام نیاید اگرنه شرمنده دم در راهتون نیمدن :D

اخرشم گفتن مکانش سالن اجتماعات کتابخانه مرکزی شهرداری اصفهان هست .

در اخر اخرشم گفتن من هرچی حرف اضافی زدم همینجا پس بگیرم اگرنه خودم هم راه نمیدن . :)

هفت سین ولی با کدوم سین ؟!

TAGS: None

ببین تاکس چقدر خاطرتو میخوایم !

ببین چه هفت سین لینوکسی چیدیم برات . میخوام ببینم کجای دنیا از این کارا میکنن ؟!(باشه بابا اینجوری نگا ه نکن دیگه خودمو لوس نمیکنم :D ولی راست و حسینی …باشه باشه دیگه نمیگم !:D)



پ.ا.ی.ن.۱: این تصویر مربوط میشود به  ۲۵ اسفند سال ۱۳۸۷  اخرین جلسه لاگ خوزستان در سال ۸۷   .

پ.ا.ی.ن.۲: پیشاپیش سال نو بر همه ی دوستان اوپن سورسی ( اون ته تهاشم ویندوزی :D ) مبارک باشه .   تاکس تو هم سال نوت مبارک.

پ.ا.ی.ن.۳: وای باز هم یادم رفت ۱۳ مارس تولد تاکسه و باید براش کادو بگیرم ! بیچاره شدم !(تاکس ۱۵ سالت شده ؟! ولی اصلا بهت نمیاد :D )

اولین جلسه !

Tags: , ,

روز سه شنبه یک روز کاملا لینوکسی بود

یک سفر لینوکسی , یک جلسه لینوکسی , و کلا لینوکسی بود .

مقصد سفر اهواز بود, هدف سفر شرکت در اولین جلسه لاگ خوزستان.

راستش از خدا خیلی شاکی هستم . اخه همه نقشه های من را ریخت به هم

میگید برای چی ؟! الان میگم :

من وقتی با لینوکس اشنا شدم (تذکر به خودم : ببین ۵ ماه بیشتر نیست لینوکس

کار میکنی همچین حرف میزنی انگار ……. :D ) فکر میکردم حد اقل تا ۳ سال دیگه

نامی از لاگ خوزستان نخواهم شنید نمیدونم چی شد که یک ماه (شایدم ۲ ماه )

پیش یک پست در ابونتو ای ار دیدم که برای تشکیل لاگ خوزستان فراخوان داده

بود .و نمیدونم چجوری شد که روز سه شنبه ۱۹ اذر ۱۳ نفر ادم لینوکسی و نیمه

لینوکسی دور هم جمع شدند و اولین جلسه رسمی لاگ خوزستان را تشکیل دادند .

هرچی بود  زیر سر اوس کریم بود .

خلاصه کلی حساب کتاب مارو ریخت به هم من کلی پیش بینی  برای سه سال

دیگه داشتم . (چی شد  ؟! :D )

القصه … ما روز سه شنبه طی یک سفر لینوکسی خودمان را به اهواز رساندیم.

جلسه ساعت ۱۰ صبح بود ولی این جانب ساعت ۹ به اهواز رسیدم و خلق را از

خواب ناز بیدار نمودم .

اولین نفر که مورد حمله زنگ تلفن بنده  قرار گرفت دوست نیمه لینوکسی ما

بود که باید میامد ترمینال به دنبالمان دومین نفر دوست دیگر نیمه لینوکسی ما

بود که اون هم باید بیدار میشد میامد جلسه . سومین نفر دوست دیگر نیمه لینوکسی

ما بود که ان هم با زنگ ساعت ۹:۲۰ ما از خواب بیدار شد ,  با یاد اورد این که

جلسه ای در پیش است .نفر چهارم ………( این داستان ادامه دارد !)

خلاصه فکر کنم که کل اهواز را از خواب و ارامش انداختیم ( ان هم روز عید – ملت

کلی نقشه کشیده بودن برای این روز) .

ولی باور کنید تقصیر من نبود هرچی به تاکس گفتم ۸ هم حرکت کنیم ۱۰ به جلسه

میرسیم حرف گوش نکرد میگفت دیر میشه . خلاصه ما بی گناهیم !؟

(تاکس چپ چپ نگاه نکن ! خوب راست گفتم دیگه ؟!)

اطلاعیه …اطلاعیه…

Tags: ,

بدین وسیله اعلام میکنم که بچه های خوزستان نیز استین بالا زده و در یک عملیات غافلگیر کننده اقدام به تشکیل لاگ نمودند .

کاغذ قلم در بیارید ادرس بنویسید:

سرور: irc.freenode.net
کانال :   khuzestan-lug#

بقیه توضیحات شرمنده خودتون برید اینجا بخونید!

http://forum.ubuntu.ir/index.php/topic,7068.msg56219.html#msg56219

تاکس گریه نکن میدونم خیلی خوشحالی و به ما افتخار میکنی !

خوب باشه حالا چرا خودتو میزنی .شادی هم یه حدی داره .

من میدونم که ارزوت بود که یه روز بچه های خوزستان جمع بشند و تو به اونها اموزش لینوکس بدی ! حالا به ارزوت رسیدی .من البته همچین فکری توی سرم بود .یک نفره .دنبال یاد گرفتن لینوکس بودن خیلی بد تر از با جمع بودنه (منظورم این بود که با جمع بودن بهتر از تک نفر کار کردنه).

فکرشو کنید اون یک چیز یاد میگیره من یه چیز یاد میگیرم و هر کدام چند چیز یاد میگیریم و با هم به اشتراک میزاریم .درسته که این کارو توی اینترنت هم میشه انجام داد ولی خیلی محدودیت ها حل نمیشه مثلا خیلی اموزش ها نیاز یه بودن در دنیای حقیقی داره چون ادم دیگه زیادی مجازی باشه قاطی میکنه خودش و کامچیوترشو از پشت بام پرت میکنه پائین (البته مثال بود).

تازه خیلی از جشنها و سمینارها و … را میتونیم داشته باشیم .دیگه تا تهران جشن میگیرن و نمیتونیم بریم نشینیم ماتم بگیریم.

ولی من جاسوس دوجانبه هستم هم با لاگ اصفهانم هم با لاگ خوزستان وقتی ادم دوتا وطن داشته باشه اینجوری میشه دیگه (دو وطن در یک وطن در یک جهان! معما شد)

© 2009 روز شمار شروع !. All Rights Reserved.

This blog is powered by Wordpress and Magatheme by Bryan Helmig.