روز شمار شروع !

وبلاگی که روزهای آشنایی با گنو و لینوکس را میشمارد.

دوباره شروع!

Tags: ,

اوه اوه اوه! عجب خاکی گرفته اینجارو! این اولین عکس العمل من بعد از سه سال وچند ماه نبودن میتونه باشه! باید خیلی حال خوبی داشته باشم که بعد از این همه مدت دوباره دارم به اینجا سر میزنم و هوس کردم دوباره بنویسم ! البته خیلی هوس های دیگه هم به سرم زده،  حالا بماند. احتمالا باید در باره این حرف بزنم که چرا نبودم و چی شد و چه خبر ها بود… که نه نمیزنم، ولش کن،  خیلی حوصله سر بره بخوای به خاطر گفتن همچین چیزهایی بعد از سه سال و چند ماه به اینجا سر بزنی!

تنها چیزی که بعد از این همه مدت جذابیت گزارش دادن داره ، وضعیت نارسیس و تاکس و رفقاشون هست، اوه آره!  این همه مدت من را کلافه کردن از بس به نحو های مختلف درخواست میدادن که دربارشون بنویسم. خیلی اعصاب خورد کنه که تنها راه ارتباطیشون با دنیای بیرون باشی، چون واقعا وقت نداری به درخواست های وقت و بی وقتشون جواب بدی، برای همین هم این مدت بجز عید ها که کارت های تبریک عیدشون را منتشر میکردم دیگه کاری به کارشون نداشتم! البته تو این چند سال اتفاق جدیدی افتاد و یه شبکه اجتماعی جدید به نام instageram آمده  که بخشی از روزم را اونجا تلف میکنم. نارسیس و رفقاش هم از این فرصت استفاده کردن و درخواست ایجاد اکانت هاشونو برای من فرستادن. بله اونجا دیگه نمیتونستم بشون بگم وقت ندارم چون داشم! پس تنها درخواست دیگه ای که انجام دادم  ساختن صفحه اینستاگرامشون  بود، الانم سفارش دادن که یادم نره لینکشم بزارم!

 

Tux.NarcisStory

Tux.NarcisStory

Narcis.NarcisStory

Narcis.NarcisStory

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

و اما چه خبر از نارسیس و تاکس و رفقا؟ بزرگ شدن؟ عوض شدن؟ الان چجوری زندگی میکنن؟ اوه آره، بزارید یه گزارش مختصری بدم:

نارسیس از نظر سنی هیچ فرقی نکرده ولی از نظر تجربی بزرگ تر شده، الان با دوستش تولو زندگی میکنه وتوی یه شرکت مشغول کاره، آخرشم Sysadmin شد، امیدوارم مجبور نباشم توضیح بدم سیس ادمین یعنی چی، چون تنها کسی که میدونه سیس ادمین چیه یک سیس ادمینه!

تاکس هم یه خونه اجاره کرده و داره از زندگی بدون نارسیس لذت میبره، البته بعضی اوقات دلشون تنگ میشه ولی بعد از یه دیدار کوچیک دوباره دلایل این که چرا بهتره دور از هم زندگی کنن مرور میشه  و هرکی میره سر زندگی خودش. بیشتر وقتش را به کد زدن  مشغوله، یک روز در هفته هم برای سلامتیش میره استخر و درآمدش از پروژه های فیری لنسر میگذره.

بقیه دوستان نارسیس و تاکس هم یه گوشه کناری دارن زندگی میکنن. بعضی ها یه محله اون ور تر و بعضی ها چند کشور اون ور تر. نکته مثبتش اینه که همشون زندن . نکته منفیش اینه که دلشون تنگ شده… دلشون تنگ میشه…!

این که دوباره چیزی اینجا نوشتم شاید معنیش اینه که قراره بازم بنویسم وگرنه اصلا دلیلی نداشت وردپرس را آپدیت کنم برای یه گزارش دادن از این دردسر ها! 😉

نارسیس و تاکس – دستخط

TAGS: None

کمیک – 4

TAGS: None

کمیک – 3

TAGS: None

کمیک – 2

TAGS: None


*پ.ن.ن.و : جهت خوندن از بالا به پایبن، چپ به راست .

کمیک – 1

TAGS: None

روزگذر – ۲۰ /۱۱/ ۸۸

TAGS: None

مطلب اول !

اگر دیدید تلفون خونتون بدون دلیل قطع میشه و مامور مخابرات حاظره دستشو رو قرآن یا هر کتاب آسمانی برازه, که بگه تقصیر از اونها نیست. میتونید یک نتیجه بگیرید ! نتیجه گیری این میتونه باشه که, شاید زبانم لال, روم به دیوار, مشکل از مودم باشه و مودمتون یک ایرادی پیدا کرده باشه !

مطلب دوم !

به این نتیجه رسیدم که داستانهای مصور ناسیس و تاکس باید تبدیل به یک کار گروهی بشه و طبق پیشنهاد یکی از دوستان ( اقای بهزادی ) :

منظورم اینه که یه تیم تشکیل بشه و هر دفعه روی موضوع بحث بشه و طرح کلی داستان به دست بیاد.
بعد اون داستان با نظر کل تیم کامل بشه.
این تیم باید حداقل چنین افرادی رو داشته باشه:
1- رهبر تیم (که فکر می کنم خودتون هستین و ایده رو می دین)
2- کارشناس گنو/لینوکس (که محتوای اشتباه نداشته باشیم)
3-ویراستار ادبی (برای جلوگیری از اشتباه های واژگانی و نگارشی)
4- کارشناس هنری (برای تشخیص حالت چهره ها، تعیین رنگ آیتم ها و …)
5- صاحب نظر در کمیک استریپ (برای این که طراحی ها به ترتیب دیالوگ باشن، ترتیب زمانی رعایت بشه، نحوه ی گذار بلاک ها معلوم بشه و …)
6- آزمایشگر (که فقط در انتهای کار بر روی اثر نظر می ده و تغیررات بر مبنای اون انجام می شه)
در آخر هم طرح به دست اومده نهایی می شه
البته غیر از آزمایشگر بقیه افراد قابلیت ادغام دارن مثلا یه نفر هم می تونه در عین حال که کارشناس هنریه، ویراستار ادبی هم باشه)

به نظرم این یه طرح کامل میتونه باشه ولی در عمل طول میکشه تا به همچین چیزی بشه رسید برای همین میخوام با یک گروه داستان نویسی شروع کنم و البته برای داستان بعد بیشتر باید مراقب رنگامیزی ها باشم 😀

مطلب سوم !

انجمن کامپیوتر شمال خوزستان یک انجمن نو پا هست که گویا خیلی علاقمند شده یک بخش برای لینوکس داشته باشه و البته یه چیزی دقیقا شبیه لاگ و در مطالب قبلی هم خبر از یک گردهمایی دادم که ۲۷ بهمن قراره برگذار بشه .

این انجمن تازگی ها هم یک فروم تشکیل داده :

http://anjomanco.co.cc/index.php

که یک بخش هم برای لینوکس کارها اونجا هست

🙂 تا فردا یا پس فردا  یا یک روز از همین روزها خدا حافظ

نظر سنجی داستانهای نارسیس و تاکس !

TAGS: None

سلام

نظر سنجی دارم ! از کسایی که داستانها رو دنبال میکنند میخوام که در این نظر سنجی شرکت کنند 🙂

من و تاکس میخوایم ببینیم کجا بودیم کجا هستیم و به کجا میرویم !

اگرهم توضیحات و نقدهایی دارید در نظر ها اعلام کنید 🙂

[polldaddy poll=2658010]

[polldaddy poll=2658190]

[polldaddy poll=2658213]

[polldaddy poll=2658222]

داستان 10 و یک خبر

TAGS: None

سلام

یه مدت طولانی اینجا خاک خورده بود ولی این بار با دو خبر امدم :

1 – داستان تصویری 10 ا از این لینک بردارید.

2- این خبر برای دوستانی هست که در خوزستان -دزفول یا نزدیکی های دزفول زندگی می کنند  :

یک گرد همایی برای لینوکس کار ها و دوست داران لینوس ( شرکت دشمنان هم ازاده ! 😀  )

زمان : 27 /11 /1388 ساعت 4 عصر روز سه شنبه .

مکان : دزفول – خیابان  حافظ بین شریعتی و اقبال ( یا  شریعتی نبش حافظ ) – آموزشگاه دنــــــــا

شاید بشه اسمش را گذاشت !  اولین جلسه لاگ دزفول 🙂

داستان تصویری شماره ۹

TAGS: None

قرار بود ۵ دی باشه! نه ؟ خوب زودتر تموم شد و من اصلا نمیتونستم تا ۵ دی صبر کنم !

برا ی همین مجبور شدم تاریخ را اینشکلی عوض کنم :

😀 !

خوب ولی قول میدم از این به بعد سر تاریخ باشه ! 🙁

© 2009 روز شمار شروع !. All Rights Reserved.

This blog is powered by Wordpress and Magatheme by Bryan Helmig.