روز شمار شروع !

وبلاگی که روزهای آشنایی با گنو و لینوکس را میشمارد.

بحث من و تاکس بر سر جاوا.

Tags: ,

امروز صبح که از خواب بیدار شدم زد به سرم که برنامه نویس بشم

نمیدونم این فکر از کجا به ذهنم رسوخ کرد ولی دیگه رسوخ کرده بود

و نمیشد کاریش کرد . به هر حال فکر خبر نمیکند و در هر لحظه باید

منتظر فکر های کار در بیار خودم باشم .من بلا درنگ ماجرا را (به مدد

انواع علامت ها و اشاره ها و اندکی تصویر و کلمات بی ربط و با ربط

لاتین که قریب یک ساعت عملیات گفتگو به طول انجامید ) با تاکس در

میان گزاشتم و ناگهان خنده ای بلند از تاکس فوران کرد .منو میگی

مونده بودم چه جکی گفتم که تاکس زده زیر خنده. تاکسو میگی نگاهی

از سر تا پا به ما انداخت و گفت :

-oh my God

فکر کنم خودش فهمیده بود که کارش در اومده دردسر جدیدی در راه است .

و باید یادم بده که چجور توی لینوکس جاوا بنویسم .

بله دیگه اینو گفتم که بدونید از این روز به بعد من برنامه نویس این مملکتم

و میتونید من رو مهندس صدا کنید .

-اخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

هان؟هیچی من کجا مهندسی کجا شرمنده اخلاق ورزشی همه مهندسا هم

هستیم شوخی کردم چرا به دل گرفتید .

راستی پایتون هم خوبه هو .شنیدم زبان لینوکس پسندیه !

به قول یکی از بچه های انجمن ابونتو سی مثبت مثبت هم بد نیست

حالا که خوب فکرش رو میکنم میبینم ویبی هم خوبه

-اخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

باشه بابا چرا میزنی کی اصلا حرف ویبی رو زد منظورم Qt بود.

© 2009 روز شمار شروع !. All Rights Reserved.

This blog is powered by Wordpress and Magatheme by Bryan Helmig.