روز شمار شروع !

وبلاگی که روزهای آشنایی با گنو و لینوکس را میشمارد.

روز گذر – ۹۱/۰۹/۲۹ – اسلاید سمینار svg

Tags: ,

چند روز پیش یه سمینار در باره svg داشتم. البته اونقدر که برای اسلاید وقت گزاشتم،  برای نظم مطالب وقتی نزاشتم و سمینار که تموم شد به این نتیجه رسیدم که کلی از مطالب را نگفتم:D  ولی این مدل اسلاید ساختن  برام جالب بود! اگر میپرسید با چی ساختمش مسلما جوابی که میشنوید Inkscspe هست.

svg هم فرمت خیلی جالبی هست. فکر نمیکردم همچین داستانه دور و درازی داشته باشه، برای همین سر این سمینار غافلگیر شدم. حالا هم میخوام بیشتر در بارش یاد بگیرم.

* میگن همین امروز فردا دنیا تموم میشه پس خدا حافظی کنیم؟ نه؟ :) )

روز گذر – ۹۱/۰۲/۱۷

TAGS: None

نزدیک چند ماهه که شهر زندگیم تغیر کرده و دوری از دوستای قدیمی و پیدا نکردن و جایگزین نشدن دوستای جدید از نظر روحی، شاید این روزا،  یک جور فشار و ناراحتی برام به همراه اورده .تغیرات ناگهانی و غیر قابل پیش بینی ادم را دچار حس متضادی از وضعیتی که توش هست میکنه ولی قدرت تفکر خیلی حیرت اوره. یک دوست، توی همچین شرایطی، کتاب به سوی کامیابی  که نویسندش آنتونی رابینز هست را بهم هدیه داد. چیز های خوبی توش نوشته بود و آدم تعجب میکنه که چقدر تفکراتش میتونه واقعیات را تحت تاثیر قرار بده. سال ها قبل هم یه کتاب به اسم قدرت تفکر خونده بودم ، کتابش خیلی قدیمی بود و الان یادم نمیاد حتی نویسندش کی بود. تفکر میتونه به ادمی که پا نداره قدرت حرکت بده  یا از ادمی که پا داره قدرت حرکت را بگیره. ما خیلی وقت ها مراقب افکارمون نیستیم و میزاریم فکرمون هرجا میخواد بره و فکر میکنیم این یه چیز غیر ارادی هست. فکر میکنم حس دلتنگی و این جور افکار هم نیاز دارن کنترل شن  :)

این روز ها یه کتاب دیگه را هم شروع کردم به خوندن که خیلی جالبه، اسمش بازی ها- روانشناسی روابط انسانی، هست و نویسندش اریک برن. اگر فیلم، آتش بس  را دیده باشید، توش مدام از این حرف میزنه که هر ادمی یه بچه و یه بالغ و یه والد داخل خودش داره و توی برخوداش دراجتماع  و با ادم های دیگه  داره با یکی از این شخصیت ها با طرف مقابلش رو به رو میشه ، تو این کتاب هم محور بحث ها سر این موضوع هست و بیشتر پیش رفته و چیزای جالبی را برسی کرده.

این روزا میشه گفت کارم را هم شروع دارم میکنم، که دیگه کاملا به لینوکس ربط نداره ولی در باره چیزی هست که دوست دارم، یعنی شبکه.

تاکس هم مدت زیادیه که ازش خبر ندام ، چند روز پیش داشتم داستان اسباب بازی های ۲ را میدیدم ، اون تیکش که wheezy از یه گوشه، پشت کتاب و خاک پیدا میشه . یاد نارسیس و تاکس و همه شخصیت هایی که ساخته بودم افتادم. دلم براشون تنگ شد، خیلی سخته هیچ ایده ای برای زنده کردنشون نداشته باشی، شخصیتایی که  حتی  هنوز جاشون را  هم پیدا نکرده بودن. تاکس سخت گیر ، نارسیسه سر خوش ، شلتاکس منطقی ولی ماجرا جو، اوبی و کوبی خرابکار ، سوزه ی گوش به فرمان ، گنوم تاکس و کی دی ای تاکس که چیزی سرشون نمیشد ولی عاشق بحث فنی بودن :) )

 

روز گذر – ۹۰/۱۰/۱۲ – هنوز زنده هستم !!!

TAGS: None

یووو هوووو ؟! کسی اینجا هست ؟ الان دقیقا چه مدته اینجا ننوشتم، تاکس؟ به گمومنم یه ۵ ماهی هست، نه؟
البته هنوز امتحان مخوف را پشت سر نزاشتم ( معلوم هم نیست امسال پشت سر بزارمش و غول را بکشم! شاید موند برا سال دیگه  !!!! ) ولی خوب،چه امسال، چه سال دیگه این موضوع فواید زیادی برام به همراه داشه مهم ترین هاش عبارتند از ( اوهم ) : یکم ترک اینترنت + یکم نظم + پیدا کردن فرصت های جدید زندگی+یکم انگیزه+ خوب شدن  میونم با ریاضیات و فرمول و محاسبات و درس و کتاب (البته هنوز با زبان به توافق نرسیدم!) و ……!!!!!!! الان هم امدم یکم وبلاگ را گرت گیری کنم برای یک ماه و خورده ای دیگه که قراره دوباره کارام شروع بشه  !

خوب خوب خوب !
از شما چه خبر؟ انگرار این چند وقت که نبودم اتفاق وحشتناکی نیوفتاده ! البته گوگل ریدر خیلی فجیه شده و آیدنتیکا را هم واقعا نشناختم !از بقیه جاها هم هنوز خبر ندارم !ولی جای شکرش باقیه که هنوز اینترنت پا بر جاست البته این مطلبه(Acta) رو که خوندم دیدم همچین هم  همه چیز امن و اروم نیست !

این سیستم چپ چین راست چین وبلاگ من هم تقریبا وجود نداره ! باید بگم بیان وصلش کننن (خودم را میگم البته ! نوکر و نیروی فنی که استخدام نکردم ) وقتی ادم  وبلاگش را  انتقال میده به این هاست و دمین ها شخصی که مثلا نوکر و ارباب خودش باشه این دردسر ها را هم داره دیگه ! مرحله اولش بیشتر نوکر هستی معلوم هم نیست کی اربابی !!

lol

یک کار جدید  راستی :دی  مشاهده بفرمایید :

داشتم فکر میکردم بعد از امتحان مخوف برای تولید اینها قرارداد ببندم.

و اما دیگه دیگه دیگه!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خوب بقیش قابل نوشتن نیست ! شاید بعدا نوشتم

راستی قراره سمینار های لاگ اصفهان در LinuxFM پخش بشه ولی در تلاش اول دچار مشکل پهنای باند شدیم . !چند هفته پیش که سعی کردیم پخش زنده داشته باشیم ۱۱ بار برنامه قطع شد. این تعداد برای ۱۵ دقیقه پخش نیاز به شنونده با اعصاب پولادین و قدرت حدس بالا داره!و از انجایی که  انتظار زیادی از شنونده ها نداریم پس میریم دنبال یه راه  حل دیگه ! :D

همین و بس ;)

ACTA

روزگذر

TAGS: None

الان که درسا تموم شده،  روزها خیلی با نگرانی و استرس بیشتری میگذرن، تا پارسال  فکر میکردم که کاش این روزهای دانشگاه تموم بشه ولی الان وضعیت حساس تری را دارم ، یک نوشته ای رو چند روز پیش یک نفر برام نقل کرد و گفت توی اقتصاد و بازار کار امروز (نه تنها ایران بلکه شاید همه جا) کسایی موفقن که ابتکار و تلاش داشته باشند و پیگیر باشن در واقع تمرکز موضوع روی این بود که به خواننده بفهمونه دیگه دورانی که یک نفر  درس میخونه و بعد هم یک شغل حاضر و اماده بهش میدن تقریبا گذشته ، پس نباید دیگه در این مورد شاکی بود و نق زد.

برنامه من برای اینده ادامه درس هست، هم سن‌وسالام البته خیلی رأی ادمو میزنن و انرژی منفی میدن، از این جمله های همیشگی “حالا بقیه به کجا رسیدن”،”حالا چه سودی داره آخرش”و…. خیلی میگن و میشنوم . ولی آخرش بعد چند ماه تونستم راهمو برای آینده پیدا کنم . الان یک روزه که دوباره درس خوندن جدی را شروع کردم و باید تمام زنگ تفریح هامو بزارم کنار.

تنها چند تا زنگ تفریح را نگه میدارم که یکیش وبلاگمه :) یکی دیگش هم جمع آوری مطلب و سوژه برای linuxfm هست
، خیلی درد ناکه مجبور باشی از متن انگلیسی مطلب پیدا کنی و بعد هم سر درستی خبرت بتونی قسم بخوری اونم وقتی انگلیسیت فاجعست ولی تمرین خوبیه ! تاکس شدیدا به این حال و روزم میخنده !

تازگی لینوکسم را تغیری ندادم، دیویدی رامم سوخته و حتی نتونستم arios را ا متحان کنم و خیلی کلافم . حتی Gnome Shell و Gnome 3 را هم ندیدم ولی انقدر خبر دربارشون خوندم که سیر شدم . باید تا اخر این هفته یک انقلاب در سیتمم به وجود بیارم دیگه شبیه مرداب شده .

تاکس و نارسیس هم الان یک مدته شکل جدیدی به خودشون گرفتن ولی هنوز اونی نیستن که میخوام . بین تمام کمیک ها یی که  تا حالا  دیدم  خوندن کلوین و هابز برام  مثل انجام یک کار مهم هست، واقعا این کمیک خیلی جالبه و اعتراف میکنم  شاید برای همین نارسیس و تاکس دوباره رفت و آمدشون را توی مغزم شروع کردند . تنها کمیکی هست که دلم براش تنگ میشه :) )

الان تعداد پیش نویسام رو دیدم رسیدن به ۱۶ تا ! یعنی من ۱۶تا نوشته نیمه تموم دارم که منتشر نشده :/ اینم یک جور فاجعست .  یا شایدم وسواس . هرچی هست حس ششمم بهم میگه چیز خوبی نیست .

ایم از روز گذر .

روزگذر- ۱۳۸۹/۲/۲

TAGS: None

بعد از چند ماهه دارم اینجا مطلب مینویسم ؟!
من حتی سال جدید هم اینجا نبودم ؟
تاکس کجاست ؟
ای دل غافل ! زمان چه زود میگذره , داستانهای نارسیس و تاکس هم هنوز در تعطیلات به سر میبرن .
در حال حاضر من موندمو کلی کار و درس و ترم اخر !
ترم پیش این داستانها نارسیس و تاکس خیلی وقتمو گرفت مجبور شدم یکی از درسهامو حذف کنم برای همین تصمیم گرفتم یکم داستانا رو قطع کنم تا هم بتونم به درسهام برسم هم داستانها رو قوی تر کنم و هم ! و هم ؟! و هم؟؟؟؟ و هم هیچی :D
و اما از روزگارمان با لینوکس چه خبر !؟ لاگ شهرمون داره میرسه به جلسه ۴ رم و تا حالا ادامای جورواجوری توی جلسات شرکت کردن از دات نتی تا ویندوز هفتی ( متاسفاته زیاد خبری از لینوکس کار نبود ) ما هم با نا امیدی و امیدواری به هر حال این موضوع را دبال میکنیم تا شاید روزی به یک لاگ واقعی برسیم .

و اما رفتم سراغ پایتون و الان دارم میخونم ! برنامه نویس نیستم ولی شاید برنامه نویس شدم ! خدا رو چه دیدی !

روز گذر ۱۳۸۸/۱۲/۱

TAGS: None

توی سالن مطالعه دانشگاه داشتم مجله ها رو ورق میزدم و منتظر شروع کلاس بعدی بودم که اینودر مجله شبکه  دیدم :

جالبه ! نه ؟ :)

linuxshare

روز گذر ۱۳۸۸/۱۱/۳۰

TAGS: None

این هفته خیلی هفته شلوغی بود و من فکر نمیکردم تا مدت ها وقت داشته باشم به دنیای مجازی ایدنتیکا و فیسبوک و وبلاگم و همه ی چیزهایی که تبدیل به عادت های روزانه شدن برگردم . ولی همه چیز شبیه یک سیب هست که وقتی به هوا بندازیم میچرخه و میچرخه و غیر قابل پیشبینی هست !
ولی از اتفافای جالبی که افتاده لینوکسیهاشو جدا میکنم که میشن اینها :
لاگ : اولین جلسه لاگ انجمن شمال خوزستان ( من که بش میگم لاگ دزفول ! ) برگزار شد و ۱۴ نفری امدن ! که چند نفری از اونها هم کاربر لینوکس بودن .
تقریبا جلسه برای من تکراری بود و من رو یاد اولین جلسه لاگ خوزستان در اهواز انداخت یک جورایی تکرار تاریخ بود ولی جو بهتری داشت که امیدوارم این جلسه ها ادامه پیدا کنه و خوب پیش بره .

لینوکس اف ام : وای ! جذاب ترین خبر این هفته بود ! جدا از ریتم کمی عجیبش ( اخه صدا ها جوری بود که منو یاد روزهای دبستان انداخت وقتی بچه ها کتاب فارسی رو رو خوانی میکردند )‌ محتواش  برای من بد نبود و حرکت بیستی بود :D !  خیلی کار پر از پتانسیلی هست .

روزگذر – ۲۰ /۱۱/ ۸۸

TAGS: None

مطلب اول !

اگر دیدید تلفون خونتون بدون دلیل قطع میشه و مامور مخابرات حاظره دستشو رو قرآن یا هر کتاب آسمانی برازه, که بگه تقصیر از اونها نیست. میتونید یک نتیجه بگیرید ! نتیجه گیری این میتونه باشه که, شاید زبانم لال, روم به دیوار, مشکل از مودم باشه و مودمتون یک ایرادی پیدا کرده باشه !

مطلب دوم !

به این نتیجه رسیدم که داستانهای مصور ناسیس و تاکس باید تبدیل به یک کار گروهی بشه و طبق پیشنهاد یکی از دوستان ( اقای بهزادی ) :

منظورم اینه که یه تیم تشکیل بشه و هر دفعه روی موضوع بحث بشه و طرح کلی داستان به دست بیاد.
بعد اون داستان با نظر کل تیم کامل بشه.
این تیم باید حداقل چنین افرادی رو داشته باشه:
1- رهبر تیم (که فکر می کنم خودتون هستین و ایده رو می دین)
2- کارشناس گنو/لینوکس (که محتوای اشتباه نداشته باشیم)
3-ویراستار ادبی (برای جلوگیری از اشتباه های واژگانی و نگارشی)
4- کارشناس هنری (برای تشخیص حالت چهره ها، تعیین رنگ آیتم ها و …)
5- صاحب نظر در کمیک استریپ (برای این که طراحی ها به ترتیب دیالوگ باشن، ترتیب زمانی رعایت بشه، نحوه ی گذار بلاک ها معلوم بشه و …)
6- آزمایشگر (که فقط در انتهای کار بر روی اثر نظر می ده و تغیررات بر مبنای اون انجام می شه)
در آخر هم طرح به دست اومده نهایی می شه
البته غیر از آزمایشگر بقیه افراد قابلیت ادغام دارن مثلا یه نفر هم می تونه در عین حال که کارشناس هنریه، ویراستار ادبی هم باشه)

به نظرم این یه طرح کامل میتونه باشه ولی در عمل طول میکشه تا به همچین چیزی بشه رسید برای همین میخوام با یک گروه داستان نویسی شروع کنم و البته برای داستان بعد بیشتر باید مراقب رنگامیزی ها باشم :D

مطلب سوم !

انجمن کامپیوتر شمال خوزستان یک انجمن نو پا هست که گویا خیلی علاقمند شده یک بخش برای لینوکس داشته باشه و البته یه چیزی دقیقا شبیه لاگ و در مطالب قبلی هم خبر از یک گردهمایی دادم که ۲۷ بهمن قراره برگذار بشه .

این انجمن تازگی ها هم یک فروم تشکیل داده :

http://anjomanco.co.cc/index.php

که یک بخش هم برای لینوکس کارها اونجا هست
:) تا فردا یا پس فردا  یا یک روز از همین روزها خدا حافظ

روز گذر!

TAGS: None

اتفاقای لینوکسی این مدت :

۱- بالاخره برای اولین بار یه برنامه را از سورس نصب کردم و فهمیدم کار سختی نیست فقط وقت گیره .
۲- برنامه ای که نصب کردم mdic بود روی دسکتاب gnome
۳- ام دیک خیلی عوض شده و تغیراتی که توش دیدم اینا بود :

  • دیگه نمیشد هم زمان چند بار برنامه را  باز کرد . و این خوب بود. stardict هم هنوز این مشکل را داره ولی mdic رفع کرد .
  • رنگ پیش فرض پنجره برنامه عوض شده و این برای من بهتره به دلایل فلسفی ! (‌واقعا چه بی ربط :D )
  • از دو تا چیز جدیدی که بهش اضافه شده خیلی خوشم امد یکی این که میتونم باش توی خط فرمان کار کنم و با دستور” mdic -w WORD ” معنی کلمه را تو خط فرمان ببینم ,  مثل این که اینو starDict نداره ولی عجیبه یه بار اتفاقی دیدم استاردیک معنی یه کلمه رو برام تو ترمینال نشون داد و اصلا نمیدونم چی کار کردم ! شاید خواب دیدم . از من بعید نیست چون دیشب هم خواب دیدم عمو کوچیکه لینوکسی شده .
  • تا یادم نرفته چیز دومی که خوشم امد را هم بگم , اون چیزی نبود جز مترجم گوگل .

فعلا همینا بود .

۴-هنوز کاملا به سابایون نرفتم , بین سابایون و ابونتو ۹.۰۴ در رفت و آمدم . کلا به ۹.۰۴ خودم عادت کردم و تالا زیاد  سر به سرم نزاشته . اما سابایون هم خیلی برای خودش جالب میتونه باشه و چیزای جدیدی برای یاد گرفتن داره .

۵-بالا خره شروع کردم کتاب کاملا اجنبی+ linux رو بخونم . ولی از هر صفحه که میخونم ممکنه معنیهای زیادی رو نفهمم . برا همین کلآ  کاری به کتاب ندارم و کار خودم را می کنم یعنی هر چی دوست دارم از کتاب یاد میگیرم ! مثلا یه جا داشت میگفت در ادرس var /lib /  و  نمیدونم چیچی! من از اون بخش به این نتیجه رسیدم که وقتی نمیدونم بیس توزیعی که نصب دارم چیه میتونم به این ادرس برم مثلا برای ابونتو که deb هست تو اون ادرس یه پوشه به نام dpkg میبینم .

چیز خاص دیگه ای نمونده ! فقط بهتره اگر نمیدونید Dropbox چیه هرچه زودتر در بارش کنجکاو بشید و اگه خواستید عضو بشید بگید تا من براتون دعوت نامه بفرستم :P :D

پ.ا.ی.ن.۱ : راستی راستی !

دیدن این خبر برای افراد دارای بیماری های قلبی و تنفسی و بیماریهای روحی و روانی که خنده زیاد برای انها منع پزشکی شده توصیه نمی شود ! :|

پ.ا.ی.ن.۲ : روز گذر!احتمالا بر وزنه روزنامه یا یه همچین چیزیه !

© 2009 روز شمار شروع !. All Rights Reserved.

This blog is powered by Wordpress and Magatheme by Bryan Helmig.