روز شمار شروع !

وبلاگی که روزهای آشنایی با گنو و لینوکس را میشمارد.

طراحی – لینوس

TAGS: None

یک روز یگ نقاش بهم گفت، طراحی شبیه دوچرخه سواری میمونه، اگر یک مدت طولانی بزارید کنار وقتی دباره قلم دستتون بگیرید یادتون میاد چجوری باید بکشید .

ولی من همیشه فکر میکنم که یادم میره، برای همین با این که نقاش و کاریکاتوریست و طراح  نیستم ولی هر چند وقت یک بار میخوام چک کنم ببینم یادم رفته یانه ! شاید فکر کنید این چه جور ادمیه دیگه ! دیوانست :) ) . به هرحال امروز هم نشستم سعی کردم یک شکل کارتونی از آدمهایی که میشناسم بکشم. عکس جناب تورووالدز را میزارم اینجا ولی بقیش رو میزارم تو پوشه نقاشی ها چون زیاد از سر به سر گذاشتن خوشم نمیاد . :)

پ.ی.ن: اگر یک پینتر بگیرم چقدر خوب میشه ! یه روزی میرم دنبالش lol

سفر در زمان !

Tags: , , ,

من هم مثل این جناب مزیدی یا مجیدی (!) و جناب دیوانه ای از دنیای ای تی میخوام

در این بازی وبلاگی شرکت کنم موضوش برام جالب بود .(تاکس چپ چپ نگا نکن

میدونم امتحان سیستم عامل دارم ).

اگر یک ماشین زمان با ویژگی های زیر داشتم :

- قادر به سفر به اینده.

-قادر به سفر به گذشته .

- متوقف کردن زمان.

- گذراندن زمان با دور تند.

این گونه عمل میکردم :

به اینده میرفتم و یه دوربین عکاسی خوب پیدا میکردم با امکانات جانبی بالا

یکی را پیدا میکردم که برام یه ربات به شکل پنگوئن بسازه و اسمش را تاکس

میزاشتم . یه ربات هوشمند که احتمالا دارای احساس هم هست (مثل یه ادم حرف

میزد و فکر میکرد مثل همین تاکس مجازی خودم ).

بعد همراه دوربین و تاکس و یه کامپیوتر جیبی مربوط به اینده و جی پی اس و یه کوله

پر از وسیله به گذشته سفر میکردیم احتمالا دوست داشتم اول به مصر باستان برم و

با سینوهه ملاقات کنم و بهش بگم اینده چه خبره شایدم سینوهه رو هم با خودم به

سفرزمان  ببرم و من و تاکس و سینوهه جهانگردی در تاریخ رو شروع میکنیم .

هرجا میرسم عکس میگیرم و جاهایی میرم که تا به حال برام سوال بودن .

خیلی دوست دارم هیتلر را ملاقات کنم اونم نه وقتی که مغرورانه سرش رو بالا داده و

داره سخنرانی میکنه . بلکه وقتی توی اتاقش در خلوت نشسته و داره فکر میکنه

شاید هم  با ارواح گفتگو میکرده .

بعد از اون   نفر دیگه ای که  خیلی میخوام در گذشته ملاقاتش کنم کورش پادشاه ایران

و بعد  مخفیگاه فرقه ی اسماعیلی هست .

و خیلی جاهای دیگه ……..

احتمالا تاکس هم میخواد  یه سر به قطب شمال بزنیم تا با دوستهای پنگوئن خودش سلا ملیک

کنه و سینوهه هم احتمالا میخواد به خیلی جاها سر بزنه (به هر حال ادم باید به خواسته های

هم سفر هاشم توجه کنه )

فکر میکنم بهترین چیزی که این ماشین  زمان برای من میتونه داشته باشه اینه که فکر م رو

ازاد میکنه از درس و مدرک و این چیزهای الکی که الان نا خواسته درگیرشونم .

فکر کنم دیگه  هیچ وقت نمیخواستم به زمان خودم برگردم . ولی شاید یک روز خسته میشدم

و احساس غربت میکردم.

یه نکته انحرافی* تا حالا غربت برای دوری ار خاک و وطن بود با ما شین زمان ادم برای دوری

از زمان خودش هم احساس غربت میکرد . پس غربت هم معنای تازه ای میگرفت .

جا افتاده ها :

راستی یادم رفت بگم احتمالا مخارج سفرم را از فال گیری تامین میکردم . چون ماشین زمان

داشتم میتونستم از اینده و گذشته ادم ها خبر دار بشم و به اونها بگم . اونها هم یه مزدی

به من میدادن .:)

مطلبی با عنوان ((10 ضرر جانبی استفاده از لینوکس است)).

Tags: , ,

داشتم طبق معمول تو وبلاگ دوستان سرک میکشیدم که با این مطلب*(۱) برخورد کردم مطابی که با خوندنش کلی خندیدم در عین حال که میدونستم واقعا جدی و واقعیه:

تحقیقاتی که بوسیله یک موسسه تحقیقاتی در “سیلیکون ولی” انجام شده، تغییرات رفتاری روی کسانی که از لینوکس استفاده می کنند را نشان داده. با توجه به آنها این 10 ضرر جانبی استفاده از لینوکس است:

10- شما در مورد کشتن برنامه ها صحبت می کنید به جای اجبار برای ترک کردن استفاده از آنها.

9- به خودتون یاد آوری میکنید که لازم نیست هر 5 دقیقه یکبار کارتون راsave کنید

8- به جای حرف C از K استفاده می کنید (فکر کنم به خاطر اکثر برنامه ها که با K شروع میشه باشه ؟)

7- وقتی با مادر بزرگتون صحبت می کنید سعی می کنید که دستور غذاهاش را به صورت اپن سورس به دست بیاورید

6- وقتی شما در مورد ساعات کار مفیدتون لاف می زنید مردم خیلی عجیب بهتون نگاه میکنند!

5- باعث می شوید که از در آمد آینده بیل گیتس 0.0000001 % کم شود

4- تنها ویروسی که شما را اذیت می کنه ، ویروس سرما خوردگیه

3- صفحه آبی را ، که همیشه مرگ کامپیوتر را در ویندوز نشون میده، فقط در کابوس هاتون می بینید

2- شما واقعا یک سری کار جدی انجام می دین

1- و آخرین دلیل اینکه دیگه افراد مخالف را نمی بینید

*۱- لینک مطلب

© 2009 روز شمار شروع !. All Rights Reserved.

This blog is powered by Wordpress and Magatheme by Bryan Helmig.