روز شمار شروع !

وبلاگی که روزهای آشنایی با گنو و لینوکس را میشمارد.

ابزار زیاده

TAGS: None

این روزا برعکس قدیم ابراز برای هر کاری زیاده! حتی مسیر های انجام یک کار هم زیاده!

قبلا ها این همه راه حل برای یک کار وجود نداشت ، مثلا وقتی غذا میخواستیم بخوریم لیست غذاهایی که میتونستیم درست کنیم و مواد غذایی که داشتیم محدود و مشخص بود.برای لباس پوشیدن نوع پارچه و رنگ ها و مدل ها محدود بود. برای چاپ یک کتاب ابزار و راه ها محدود و مشخص بود. برای خرید ماشین ، کامپیوتر و … همه چیز محدود و مشخص بود. گاهی اصلا بیش از یک انتخاب نداشتیم پس مغز ما درگیر انتخاب نمیشد و یا وقت ما برای پیدا کردن مسیر سپری نمیشد.

الان تو دوره ای زندگی میکنیم که راه ها و انتخاب ها زیاده، مثلا شما یک چسب نواری را به چندین روش میتونید ببرید! با کارد، با دندون، با قیچی ، با تیغ و یا میتونید یکی از این جا چسبی ها که خودش ابزار بریدن را داره بخرید و روی میزتون بزارید!تازه چسب ها خودشون هم تنوع بالایی دارن ، شیشه ای کاغذی و با عرض های جورواجور.تو این دوره خیلی مهمه که ببینی چی میخوای و بعد خوب بگردی ببینی چی هست! دیگه کلمه ای به نام وجود ندارد ، وجود ندارد! برای همه ی مشکلات یا یک راه حل وجود داره یا با قاطی کردن چند تا ابزار یه راه حل به وجود میاد و یا یه سری ادم هست که بشون مشکل را میگی و راه حل تحویل میدن.

تو این دوره  یه اپلیکیشن جدید توی مغز ادم ها باید نصب بشه به نام مدریت راه حل ها!

 

*پ.ن : فقط وقت داشتم یه چیزی بنویسم و در باره غلط املایی ها معذرت میخوام!  وقتش نیست پیداشون کنم :D

کلاس ها

TAGS: None

توی دوره ی ما یه چیزایی خیلی رواج پدا کرد ( یه چیزهایی هم از رواج افتاد که موضوع بحث نیست :D ) مثلا کامپیوتر خانگی و موبایل تو دوره ی ما سر و کلشون پیدا شد و حتی پاستیل شیبا ! یه چیز دیگه که تو دوره ی من خیلی رواج پیدا کرد، کلاسهای جور واجوری بود که مادر و پدر ها اسم ما رو اونجا مینوشتن تا تابستون ها وقتمون را بگذرونیم و بزرگتر هم که شدیم عمرمون را!

برای من یکی، تا یه سنی کلاس های جور واجور رفتن، زیاد بد نبود! یه جور تجربه به حساب می آمد . ولی از یه سنی به بعد فهمیدم که این جور کلاس ها اصلا شبیه به معبد  شائولینه وسط کوهستان های چین(که توی فیلم های رزمی میدیدم) که مربی هاش و رئیس معبد برای ورود یه شاگرد، کلی برسی میکردند تا ببینن که ایا این آموزشها به دردش میخوره یا نه و ایا تربیتش به بشریت سود میرسونه یا نه، نیست.

این کلاسا بیشتر شبیه یه مغازست که داره به فروشش فکر میکنه و بیشتر از اون که نیاز مشتری را در نظر بگیره، فکرش درگیره صندلی های  خالی کلاسشه که باید پربشه. پس وقتی ازش میپرسی که من میخوام فلان کلاس ثبت نام کنم  با کمال میل میگه بفرمایید تو ! البته این که میتونی هر کلاسی دلت خواست اسم بنویسی بد نیست ولی این که خودت را به دست یه سری تبلیغات و توهمات بدی، خیلی بده. چون داری از راه زندگیت دور و دورتر میشی.

و اما چاره چیه؟چارت اینه که  به این جور کلاس ها همونجور که هستن نگاه کنی!
هیچ وقت فکر نکن که با یه سری دوره ی سیسکو رفتن  و مدرک های جور واجور گرفتن میتونی خدای سیسکو باشی . اگر همچین کاری با خودت کنی ممکنه یه تیکه از زندگی حسابی از خودت نا امید بشی و فکر کنی ادم کودنی هستی که با وجود این همه کلاس هیچ کاری را نتونست پیش ببره.

پس قرار این شد که به این کلاس ها همونجور که هستن نگاه کن،ولی یعنی چجوری؟

این کلاسها بعضی اوقات میتوندن مثل bootloader باشن که تو را وارد موضوعیکه انتخابش کردی میکنند مخصوصا برای کسایی که برای شروع نیاز دارن کسی هلشون بده.

این کلاس ها برای بعضی ها هم یه نیاز کاری هست . یه مدرک که باید توی پروندشون بزارن ولی در عمل چیزی که به اونها علم و توان کار رو میده تلاشی هست که خارج از کلاس دارن انجام میدن.

این کلاس ها برای بعضی ها یه موقعیت رفع اشکاله. این جور آدما توی زندگیشون برای یه موضوعی وقت و انرژی میزارن و اونقدر براشون ازرش داره که وقتی به بنبست میرسن از یه مربی وقت میگیرن تا راه رو براشون هموار تر کنه.

این جور کلاس ها خیلی فواید و معنی ها میتونه داشته باشه ولی اگر ادمی هستی که فکر میکردی بعد از این کلاس ها به خودی خود، باید موجود فوقولعاده ای بشی، بدون که همچین معنی نداره.

برای یاد گرفتن یک مطلب باید اول خودت را بشناسی. باید بدونی چجور آدمی هستی و چجوری مطالب را یاد میگیری (چون روش یادگیری آدم ها با هم فرق داره) . باید حاضر باشی برای کاری که میخوای، وقت و علاقه و انرژی بزاری.  و از همه مهم تر، چیزی که میخوای یاد بگیری با چیزی که تو زندگی ازش استفاده میکنی باید یه ربطی داشته باشه. (لطفا بی‌ربط نباشید! :D ). بعد از همه اینها میتونید از کلاس و مربی هم به عنوان یکی از ابزارهایی که در راهتون بش نیاز دارید استفاده کنید. البته، بعضی اوقات یه کلاس میتونه تو رو کلی به پیش ببره ولی برخی اوقات هم یه کلاس میتونه سرعت پیشروی تو رو کاهش بده، چیزی که هست، قدرت تشخیص و انتخاب با خودته.

 

 

© 2009 روز شمار شروع !. All Rights Reserved.

This blog is powered by Wordpress and Magatheme by Bryan Helmig.