روز شمار شروع !

وبلاگی که روزهای آشنایی با گنو و لینوکس را میشمارد.

1-0 استاد جلو افتاد!

Tags: , ,

دیروز سر کلاس سیستم عامل از اول کلاس منتظر هر فرستی

بودم که استاد حرفی بزنه و من موضوع لینوکس را پیش بکشم

(دوستم که کنارم نشسته بود و وبلاگمو خونده بود کاملا به افکار

پلید من اگاه بود)و اما فرصتی که میخواستم پیش امد .

استاد در باره ی non-paged memory در ram حرف

زد و این که یک برنامه نویس باید حواسش باشه که این فسمت

کاملا مورد استفاده قرار نگیره چون سیستم هنگ میکنه و دچار

مشکل میشه .من تا حرف هنگ اومد با سمجیت در حالی که استاد

به دست من که چند باری بالا میرفت توجه نداشت این گونه بیان نمودم:

- استاد این درسته که میگن لینوکس خیلی کمتر از ویندوز دچار

هنگ و مشکلاتی میشه که نیاز به بوت دباره دارد .

استاد با لحن خاصی(که باعث شد یه لحظه به حرف خودم شک کنم)گفت:

-کی گفته؟!

من هم با اعتماد به نفس گفتم:

-من که باش کار میکنم میگم(ولی خداییش خیلی سعی کردم

نخندم که اخرشم خنده ام گرفت)

خلاصه بحث داغی در کلاس جریان پیدا کرد (البته تنها شرکت

کنندش خودم و استاد بودیم دانشجوهای دیگه کلشون بین من و

استاد در رفت و امد بود).

ولی در اخر استاد برد .و من فکر میکنم نه به خاطر این که

درست میگفت .بلکه به این خاطر که من اطلاعاتم کم بود .و

در جواب استاد که از من پرسید “تو با لینوکس کار حرفه ای

کردی یای فقط واردش شدی؟” نمی دونستم چی بگم .چون حق

با اون بود .من با ویندوزشم کار حرفه ای نکردم چه برسه به

لینوکس .

ولی خوب هر کاری شروعی داره !

استادم به من گفت که قبلا با لینوکس کار کرده گفت لینوکس خاص

 منظورست .گفت لینوکس حتی فلش من رو نشناخت. گفت ….

و من فقط بعضی ار حرفهای  اون رو تونستم جواب بدم .اون هم

نه به صورت حرفه ی .به استادم گفتم لینوکس خیلی عوض شده .

گفتم لینوکس دیگه داره از خاص منظوره بودن در میاد و….

اون وسط ها هم یک صحبت در باره openoffice و ms office شد .

استاد به من گفت تو openoffice را با ms office مقایسه میکنی؟

دیگه با این حرف خیلی بهم بر خورد .و بر ان شدم که جلسه دیگه

با کلی نمودار و جدول مقایسه ای و دست پر برم سر کلاس.

پ.ا.ی.ن: دوستم گفته دست بر دارم اگرنه این استاد اخر ترم همه ی کلاس رو میندازه.

پ.ا.ی.ن:جلسه دیگه این بحثا رو میزارم برای انتراک و زمان تموم شدن کلاس چون

خیلی طولانی میشه (تازه ما که نمیخوایم جلو دانشجو ها به استادمون بگیم تو چیزی

نمیدونی!چون شکی درش نیست که استادم ده هزار پله  از من جلوتره)

پ.ا.ی.ن:کسی این ماجرا رو به تاکس نگه اگرنه زندم نمیزاره تا من هفته دیگه

حقانتیت لینوکس رو به استاد ثابت کنم.

© 2009 روز شمار شروع !. All Rights Reserved.

This blog is powered by Wordpress and Magatheme by Bryan Helmig.