روز شمار شروع !

وبلاگی که روزهای آشنایی با گنو و لینوکس را میشمارد.

روزگذر!

TAGS: None

ب.ل.ا.ن: از همینجا از پروردگار میخوام به خوانندگان  پست های این وبلاگ بابت غلط املایی و نوشتاری فراوان این جانب صبر فراوان عنایت بفرماید :D

امروز ! اره دیگه روز ! به ساعت ۰۰:۵۸ میگن بامداد؟ !

حالا روز یا شبش مهم نیست , مهم اینه داشتم ۹.۱۰ را نصب میکردم البته رو  سیستم  قدیمیم که میخوام تبدیلش کنم به یه ازمایشگاه ! داشتم مو به مو تغیرات حالا در حد خودم ! ضاهر ظاهری شو میدیدم !

صفحه login اولش از نظر ظاهری خیلی عوض شده  ویک نکته جالب داره  و این نکته باعث میشه از این به یعد توی انجمن ابونتو ای ار با همچین تاپیک هایی رو به رونشیم  :) , در لوگین بعد از انتخواب انتخاب یوزرمون روی پنل پایین امکان تغیر زبان کیبرد و حتی زباد زبان سیستم و همچنین میز کار داده میشه !یه گذینه گزینه هم برا یک سری تنظیمات اونجا بود  که ایکونش , یه  ادمک سفید داخل یک دایره ابی  بود !( خوب نمیدونم دیگه چجور توصیف میشه کرد !)‌

خلاصه از login که عبور کرم و صفحه دسکتاپ امد  کاغذ دیواری پیش فرض کلی حالمو بد کرد بر عکس صفحه مخلهد (احتمالا میخواستم بگم لوگین !)که خیلی زیبا شده بود این دسکتاب پیش فرض باید سریع وض عوض میشد پس فبل قبل از هر کاری رایت کلیک و ….

خوب خالا حالا میشد رفت به ادامه حس کجکاوی رسید !

قبلا از این ور و اون وررفتن  میدونستن میدونستم که خبری از pidgin نخواهد بود !

آیکنها و اِلِمانهای منوی application و system و places کمی و یه جاهاییش عوض شده بود !

اوه , Add/Remove  یادتونه ؟ همون که یه چیزیه شبیه synaptic  , خوب دیگه لازم نیست یادتون باشه چون یه چیز دیگه به نام ubuntu software center اونجا بود .

یه چیز به نام ubuntu one هم تو لیست نرم افزارا اینترنت بود که! که! که نمیدونم چی بود ! کانکت به اینترنت میخواست منم الان داستم داشتم اینجا پست میزدم و دست اینترنت به قولی بند بود !

توی places یه پوشه به نام ubuntu one و یه پوشه به نام downloads به public و music , …. اضافه شده بود .

اوه راستی add/remove  را هم پیدا کردم رفته به قسمت system>administration .

همین و بس! :)

روز گذر!

TAGS: None

اتفاقای لینوکسی این مدت :

۱- بالاخره برای اولین بار یه برنامه را از سورس نصب کردم و فهمیدم کار سختی نیست فقط وقت گیره .
۲- برنامه ای که نصب کردم mdic بود روی دسکتاب gnome
۳- ام دیک خیلی عوض شده و تغیراتی که توش دیدم اینا بود :

  • دیگه نمیشد هم زمان چند بار برنامه را  باز کرد . و این خوب بود. stardict هم هنوز این مشکل را داره ولی mdic رفع کرد .
  • رنگ پیش فرض پنجره برنامه عوض شده و این برای من بهتره به دلایل فلسفی ! (‌واقعا چه بی ربط :D )
  • از دو تا چیز جدیدی که بهش اضافه شده خیلی خوشم امد یکی این که میتونم باش توی خط فرمان کار کنم و با دستور” mdic -w WORD ” معنی کلمه را تو خط فرمان ببینم ,  مثل این که اینو starDict نداره ولی عجیبه یه بار اتفاقی دیدم استاردیک معنی یه کلمه رو برام تو ترمینال نشون داد و اصلا نمیدونم چی کار کردم ! شاید خواب دیدم . از من بعید نیست چون دیشب هم خواب دیدم عمو کوچیکه لینوکسی شده .
  • تا یادم نرفته چیز دومی که خوشم امد را هم بگم , اون چیزی نبود جز مترجم گوگل .

فعلا همینا بود .

۴-هنوز کاملا به سابایون نرفتم , بین سابایون و ابونتو ۹.۰۴ در رفت و آمدم . کلا به ۹.۰۴ خودم عادت کردم و تالا زیاد  سر به سرم نزاشته . اما سابایون هم خیلی برای خودش جالب میتونه باشه و چیزای جدیدی برای یاد گرفتن داره .

۵-بالا خره شروع کردم کتاب کاملا اجنبی+ linux رو بخونم . ولی از هر صفحه که میخونم ممکنه معنیهای زیادی رو نفهمم . برا همین کلآ  کاری به کتاب ندارم و کار خودم را می کنم یعنی هر چی دوست دارم از کتاب یاد میگیرم ! مثلا یه جا داشت میگفت در ادرس var /lib /  و  نمیدونم چیچی! من از اون بخش به این نتیجه رسیدم که وقتی نمیدونم بیس توزیعی که نصب دارم چیه میتونم به این ادرس برم مثلا برای ابونتو که deb هست تو اون ادرس یه پوشه به نام dpkg میبینم .

چیز خاص دیگه ای نمونده ! فقط بهتره اگر نمیدونید Dropbox چیه هرچه زودتر در بارش کنجکاو بشید و اگه خواستید عضو بشید بگید تا من براتون دعوت نامه بفرستم :P :D

پ.ا.ی.ن.۱ : راستی راستی !

دیدن این خبر برای افراد دارای بیماری های قلبی و تنفسی و بیماریهای روحی و روانی که خنده زیاد برای انها منع پزشکی شده توصیه نمی شود ! :|

پ.ا.ی.ن.۲ : روز گذر!احتمالا بر وزنه روزنامه یا یه همچین چیزیه !

داستان تصویری #8

TAGS: None

داستان جدید هم امد! اسمش را گذاشتم دزد ولی خیلی اسم تندیه ! چیز دیگه ای پیدا نکردم .

screenshot8

15

یکم نسبت به خودم نا امید شدم ( این یکم که میگم تکه کلاممه اگرنه منظورم اینجا همون خیلی هست ) . علتش مختلف هستند . مهمترینش اینه که فکر میکنم دیگه به رشتم علاقه ای ندارم . شاید دلیلش این باشه که از همه چیز عقبم یا شاید فکر میکنم اونی نیستم که باید باشم . اخرین تلاشهام رو میکنم . ولی اگر به نتیجه ای نرسم ؟! احتمالا راهمو عوض میکنم . ولی چه راهی؟ تقریبا هیچ چیزی نیست که باش رو به رو شده باشم و فکر کنم اره این همون چیزیه که باید به اخر برسونمش .عجب ادمیم . هی !هی! داری اعصابمو خورد می کنی !( با شما نبودم با خودم بودم :D ).

خوب دردو دل که تموم بشه میریم سراغ تاکس . یه مدت خبری ازش نیست . معلوم نیست کجا رفته و چه نقشه ای توی سرش فکر کنم اون هم مثل من پکره . برای همین سر به سرش نمیزارم .

میریم  تا پست بعدی .

پ.ا.ا.ن: اگر کسی با لینک دانلود مشکلی داشت این یکی لینک را امتحان کنه .

;)

TAGS: None

1

بعد یک مدت چند هفته ای ی ی سلاااام

زیاد حرفی برای گفتن ندارم ( چه ادم کم حرفی !) فقط به بچه های ابونتویی برای ابونتوی جدید تبریک میگم . گرچه هنوز به 9.10 نقل مکان نکردم و شاید هیچ وقت این کارو نکنم . الان دارم sabayon را امتحان میکنم .

ولی چرا sabayon  . اول به خاطر کنجکاوی بعدش هم بخاطر کنجکاوی ودر اخر باز هم به خاطر کنجکاوی .اما چی میتونه باعث بشه یک ادم کنجکاو بشه ؟ یکیش خوندن ی مطالب مقایسه ای  در وبلاگ  بچه ها  لینوکسی (گنوش یادم میره !) هست ( اینو گفتم که بگم یادم نیست کدام وبلاگ یه مطلب زده بود !)  .

خلاصه هنوز میونمون بد نشده . وقتی نصب شد اولین چیزی که وجود داشت این بود که خیلی چیزا پیش فرض اماده بود .

از چند نفر شنیدم که وقتی با ابونتو مقایسش میکنن پایدارتره .

کارت گرافیکم نیاز به نصب نداشت معرف حضورش بود .

و؟؟؟

حس میکردم compiz اونجا حالش بهتره .

ولی بعد یک چیز شُکم کرد . rpm بود ؟! وای نه! من چرا به این دقت نکردم ؟ من به rpm حساسیت دارم ؟!  و این حادثه غیر ارادی باعث شد پام به یه توزیع rpm باز بشه و بفهمم حساسیته احتمالا1 یک توهم بوده ؟!

الان فهمیدم اشتباه میکردم اصلا یه چیز دیگست خدا رحم کنه .

فعلا دارم همه چیزو برسی میکنم که ببینم میشه باش ک77نار امد یا نه :) .

راستی دیروز روز تولدم بود ولی من بیشتر جاها 1 Nov  ثبت کرده بودم :D برای همین الان دو روزه که دارم از دوستان عزیز تبریک تولد میشنوم . تو عمرم این همه تبریک برای تولدم دریافت نکرده بودم . پروردگارا سپاس :D

DSC03648

پ.ا.ی.ن.1: فکر کنم این وبلاگم کم کم داره به یه دفتر نقاشی تبدیل میشه ! البته زیاد از این موضوع شاکی نیستم . و صد البته نظر خودم زیاد مهم نیست بیننده ها باید تصمیم بگیرن ؟ ( اره ؟! ) :D

پ.ا.ی.ن.2 : پیشکشی ! :)

© 2009 روز شمار شروع !. All Rights Reserved.

This blog is powered by Wordpress and Magatheme by Bryan Helmig.