روز شمار شروع !

وبلاگی که روزهای آشنایی با گنو و لینوکس را میشمارد.

  • Author:
  • Published: Oct 26th, 2010
  • Category: وب
  • Comments: 3

یه چیزی مثل AllQuests !

Tags:

میدونید چی میخوام بگم ؟ خوب مسلمه نمیدونید چون من هنوز نگفتم ! ولی میتوندی تصور کنید که بعضی ها برای پرسیدن سوالاتشون توی چندین انجمن (فوروم) عضو میشن و سوالشونو توی همه انجمن ها میپرسن و اون گزینه آگاه سازی پستشون را هم فعال میکنن که فوری از جوابا خبردار بشن . تازه بعضی اوقات این کارو بدون جستجو انجام میدن که نتیجش میشه سوال های تکراری که در انجمن ها فراوان میشه پیدا کرد . تازه چقدر کسالت باره که بخوایم توی یکی یکی فروم هایی که عضویم مراحل سرچ را تکرار کنیم . اصلا ممکنه یک سری فروما رو برا عضویت جا انداخته باشیم(عجب آدمی هستیم ما !) .

ولی یه چیزی مثل AllQuests کار جالبی انجام داده . این که بشه یک سوال رو بین انجمن ها جستجو کرد .

و از صفحه submit میشه انجمن هایی را معرفی کرد بش و تو صفحه About هم توضیحات دیگه ای در باره اضافه کردن انجمن به لیست جستجو ها رو داده ولی فعلا نسخه بتاست و  فقط برای فوروم ها انگلیسیه و گفته نسخه نهایی تا سال 2009 باید بیاد  که انگار ساعتشون خواب مونده . (خوب اینم از شانس ما!)

کلا از این ایده ی یک موتور جستجو مخصوص فوروم ها خوشم امد حالا این که گوگل هست رو همه میدونیم :D .

پ.ن: این حرفمو که گفتم هر هفته وبلاگ به روز میشه پس میگیرم !

نبودم و الان هستم

TAGS: None

سلام!

ها ها ها ها ها ! (همینجوری بسیار بی معنی ! )

خوبید > خوشید؟ نمیدونم دقاقا چه مدته که اینجا نیستم به هر حال احتمالا از 3 ماه هم بیشتره ! سفر , درس , بی اینترنتی و از همه بیشتر بی مطلبی دلایل و توجیه های من است .

اوه اوه چه تار عنکبوتی اینجا رو فرا گرفته رو همه چیز هم یه خروار خاک نشسته !

ولی خوشحالم که دوباره مینویسم و شاید حتی هیچ مطلب خاصی هم برای گفتن نداشته باشم .

امسال هم در جشن روز آزادی نرم افزار اصفهان بودم و واقعا عالی بود . ادم هایی رو دیدم که تا حالا فقط در اینترنت یوزرشونو میشناختم یا وبلاگ هاشونو دنبال میکردم و تمام فکرم در طول جشن روی ضبط صداها بود که برای linuxfm لازم داشتم . این برام خیلی جالب بود .

دیدن دانیال هولباخ هم جالب بود . و این که از نظرش تعداد شرکت کنندگان خانم در جشن خیلی زیاد بوده و در اجتماعات اونها اینجوری نیست ولی خوب از نظر من تعدادشون شاید زیاد بود ولی زیاد بازدهی مثبتی ندارن و بیشتر تماشا گر هستن این موضوع را نمیشه انکار کرد .

امثال تابستان یکی از تابستان های پر مشغله ی من بود . از طرفی سنگ نوردی و کوه نوردی را دنبال میکردم و از طرف دیگه دنبال شبکه بودم و کم کم فهمیدم که برنامه نویسی چیزی نیست که براش ایده ای داشته باشم .

انتخاب مسیر سخته وقتی که هنوز نمیدانم چه چیز مناسب تره . به قول استاد هیچ وقت نگید بهترین و دنبال بهترین نباشید ! همیشه دنبال مناسب ترین باشید .

این روزها بیشتر وقتمو درسا میگیره و البته کم کم دباره به فروم ها سر میزنم و میخوام دباره به دنیای ویکی برگردم .

خیلی از فکرام عوض شده . احساس میکنم خیلی تغیر کردم .

داستان های نارسیس و تاکس رو نمیدونم دنبال کنم یا نه ! این مدت سه تا داستان دیگه کشیدم ولی هیچ کدوم رو منتشر نکردم شاید به خاطر وسواس و شاید چون واقعا وقت گیرن . اون موقع که داستانها رو میکشیدم میخواستم یک تجربه باشه برام و این که نشون بدم همچین کاری میشه کرد و همچین داستانایی میشه نوشت . تجربه خوبی بود ! حد اقل فهمیدم اگر میرفتم رشته گرافیک ایده های زیادی داشتم و کار با gimp رو هم یاد گرفتم ! جالبه که تا قبل از امدن به لینوکس و کار با gimp حتی سراغ فتوشاپ هم نرفته بودم .

تابستان نتونستم با لینوکس سروکله بزنم چون تمام مدت کامپیوترم خراب بود و دنبال تعمبرش بودم ! بنا بر این هیچ چیز جدیدی هم یاد نگرفتم !

و دیگه ؟! از این به بعد هر هفته در وبلاگم حرفی برای گفتن دارم ! این یه قراره با خودم !

زندگی خیلی کوتاهه هر روز معنی این حرفو بیشتر میفهمم .

© 2009 روز شمار شروع !. All Rights Reserved.

This blog is powered by Wordpress and Magatheme by Bryan Helmig.