روز شمار شروع !

وبلاگی که روزهای آشنایی با گنو و لینوکس را میشمارد.

این نیز میگذرد

TAGS: None

تاحالا حتما پیش امده و من اولین ادمی نیستم که دوست داره گوشهایی وجود داشته باشند که فقط حرفحاشو بشنوند و پنج دقیقه بعد هم فراشموش کنن . ولی ادم ها اینجوری نیستن . آدم ها یادشون میمونه و ممکنه درکت نکنن و از حرفهات غیر منصفانه ترین برداشت ها ، اشتباه ترین برداشت ها ، بسط داده شده ترین برداشت ها را داشته باشن یا منتظر باشن که تو یک حرف بدون فکر بزنی تا همه چیزو تبدیل کنند به یک میدان جنگ، که تو توش زمین بخوری . برای همین میبینی بهتره حرفی نزنی، بهتره ساکت و آرام باشی و افکارت را سر و سامان بدی . گرچه اگر هم حرفی زدی و جوابی شنیدی باید جمله خود شکن آینه شکستن خطاست رو توی ذهنت مرور کنی و برای جواب دادن و جنگ تن به تن اماده نشی و موضع نگیری .

ولی آی ادم ها ، برخی اوقات باید ادمهای دیگه رو درک کنیم . درک کنیم که نیاز دارن حرفهای بدون منطق و قاعده بزنن شاید شما را دوست دیدند و اطمینان کردند .

امروز جشن فارغ التحصیلی بود . بین ورودی های خودمون من را به عنوان لینوکسی ترین معرفی کردن از بس که برای معرفی لینوکس بین بچه ها ی گروهمون تقلا کردم و سر کلاس های درس با استاد ها بحث داشتم . لوحم را از دست همون استادی گرفتم که استاد سیستم عاملمون بود و اون زمان ها هر جلسه کلاسش تبدیل شده بود به دوئل بین من و اون سر این که ماکروسافت/ویندوز بهتره یا گنو/لینوکس :D ! با خنده به من نگاه کرد و گفت (( لینوکسی )) . اون لحظه حس کردم الان چقدر فرق کردم . اون زمان ها افکارم بچگانه تر بود .

از ما خواستن یک جمله یادگاری بنویسیم ، نوشتم :

خوب و شیرین ، بد و تلخ ، این نیز میگذرد .

دنیا همینه . میگذره . ۴ سال مثل برق و باد گذشت ، اینروزهام هم به همون سرعت داره میگذره و تموم میشه پس آخرش چی ؟

اخر این همه گذشتن ها و خوب و بد ها به کجا باید رسید ؟!

جمله استاد ریاضی ۲ یادم میاد که گفت :

تنها منجی و نجات بخش ما علم هست . برید دنبالش ، دنبال دانستن و فهمیدن وگرنه اینده تاریکی خواهید داشت

بعدش جمله اریک رموند در” چگونه یک هکر شویم ؟” یادم میاد که گفت :

شما نیز باید از حل مشکلاتتان مشعوف شوید . از پیشرفت مهارتتان و زورآزمایی اندیشه ی تان .
اگر شما به طور ذاتی چنین شخصی نیستید باید اینگونه گردید وگرنه انرژیتان را با شهوت ، پول، شهرت و … به هدر خواهید داد.

یک سالگی لینوکس اف ام

TAGS: None

این پنگوئن کوچولو یعنی همون لینوکس اف ام یک ساله شد .

یک سال پیش یک سری آدم جمع شدن و یک پادکست راه انداختن و قرار بود در باره گنو لینوکس و نرم افزارها و خبر ها و اجتماعات و هرچیزی که به این سیستم عامل و فلسفش مربوط میشه حرف بزنن . بعضی از آدمای قدیمی رفتن بعضی هاشون موندن بعضی هاشون الان گرفتارن ! آدمای جدید هم امدن و رفتن و موندن . شکل سایت و انتشار برنامه ها عوض شد یک دوره رکود داشت یک دوره صعود و بالاخره یک ساله شد .

لینوکس اف ام در عصر ارتباط !‌

Tags: ,

بعد مدت ها  امروز عصر ارتباط  را ورق میزدم که یوهو یک مطلب را دیدم و غافلگیر شدم .

مخصوصا که ۲۸ تم  همین ماه تولد لینوکس اف ام هست دیگه بیشتر خوشحال شدم .

ولی کلی هم انتقاد دارم برا این مطلب ( اولا این پادکست ها  مطالبش متمرکز هست روی موضوع گنو/لینوکس و نرم افزارهای آزاد و نه  IT ! بعدشم این عضویت در خبرنامه را متوجه نمیشم ! خوب شایدم ایده ی خوبی باشه ولی خودتون قبلش در وصف rss کلی مطلب گفتید !  لینوکس اف ام هم که rss داره ! حالا بازم ضروریه ؟! این بدون دخالت مستقیم یعنی چی ؟ خوب من حدس زدم شاید منظور این باشه که برای فرستادن پادکست امکانی در سایت باشه که بتونن مستقیما عضو بشن  ولی بازم نوشته مبهم بود  )  دیگه در ایراد گرفتن ریز نمیشم اشکال نداره ! میبخشیم . :D

دسکتاپ های من

Tags:

داشتم فایلای روی هاردم را مرتب میکردم که چند تا تصویر پیدا کردم مربوط به دسکتاپ هام توی سال های مختلف و کلی خاطرات برام مرور شد. اولین عکسی که از دسکتاپم گرفتم همون عکسی بود که توی یکی از پست های انجمن ابونتو زدم ،مال سال ۸۷. حالا اینجای مرور خاطرات جالب بود که اولین پستم در ubuntu.ir مال ۲۲ خرداد ۱۳۸۷ هست و تقریبا همون تاریخ بود که جرعت کردم وارد دنیای گنو/لینوکس بشم، این وبلاگ هم از همون زمان ها شروع شد و اسمش هم اصلا برای همین روز شمار شروع!” هست.

اون اوایل عجب دوران هیجان انگیزی بود!سه ماه اول پر دردسرترین روزهاش بود، من با ناشیگری تمام یاد گرفتم مودم ADSL اکسترنال بد قلقم که usb بود را نصب کنم بعد هم با نصب نرم افزار و درایور ها آشنا شدم، کم کم نرمافزار های معادلم را پیدا کردم و بعد از اون دوران، دیگه تنها سیستم عاملهایی که رو کامپیوترم پیدا میشد لینوکس و لینوکس و لینوکس بود و این موضوع تا حالا همینجور مونده.

عادت عکس گرفتن از دسکتاپ هم از دنیای کاربرای لینوکس به سراقم امد و نکته جالب بعدی این بود که همه عکس ها از دسکتاپ گنوم هستن و همشون هم توزیع ابونتو، این یعنی من از همون اول که با لینوکس آشنا شدم تا حالا هیچ وقت توی هیچ توزیع و دسکتاپ دیگه ای اونقدر ماندگار نشدم که ازش یک عکس یادگاری داشته باشم، این میتونه کسالت بار باشه :) ).

 

اولین تصویر دسکتاپ من سال ۸۷

 

احتمالا سال ۸۷

 

سال ۸۸ !

 

سال ۸۸

 

سال ۸۹

 

و دسکتاب فعلی :D   سال ۹۰

 

© 2009 روز شمار شروع !. All Rights Reserved.

This blog is powered by Wordpress and Magatheme by Bryan Helmig.