روز شمار شروع !

وبلاگی که روزهای آشنایی با گنو و لینوکس را میشمارد.

لینوکس puppy

Tags: , ,

یه مدت پیش یکی از دوستانم که یه کاربر عادی کامپیوتر هست با سیستم قدیمیش یه سر به من زد.این دوست من به دلایلی(!) دوست داره از لینوکس استفاده کنه و من قبلا براش ابونتو رو نصب کرده بودم ولی سیستمش اونقدر قدیمیه که باش هیچ کاری جز زدن دکمه پاور و بعد خیره شدن به صفحه مانیتور نمیشه انجام داد. برای همین دنبال یک لینوکس بی دردسر و سازگار با سیستم های قدیمی گشتم و مسلما انتخاب های زیادی داشتم ولی puppy رو براش نصب کردم با این امید که برای یک کاربر عادی، لینوکس بی دردسر(!)و در عین حال جذاب باشه .

واقعا لینوکس های سبکی مثل puppy جام حیات یک یک کامپیوتر قدیمی و مرده هستند. خیلی برای دوستم جالب بود که این کامیپوتر قدیمی میتونه دوباره بازدهی خوبی داشته باشه و به دردش بخوره.

ولی موقعی که میخواستم puppy را نصب کنم دیدم یک کاربر عادی، که احتمالا تا حالا از ویندوز استفاده میکرده و حالا میخواد برای زنده کردن سیستم قدیمیش سراغ لینوکس بیاد و puppy را انتخاب کرده راه پیچ در پیچ و گیج کننده ای داره،. برای همین، اینجا راه هایی که رفتم را مینویسم تا نفر بعدی برای پیدا کردن این چیزها زیاد وقت صرف نکنه و دوست من هم گزارش همه اتفاقهایی که برای سیستم افتاده را اینجا داشته باشه .

نصب

اول از همه باید puppy را داشته باشید !

میتونید puppy را از Puppy download page دانلود کنید و بعد هم رایت روی CD (راهنما) و بعد شما یک سیدی زنده puppy را دارید که میتونید باش بوت بشید .

بعد از این که با این سیدی زنده بوت شدید و دسکتاپ puppy را دیدید:

۱- روی صفحه راست کلیک کنید و بعد از مسیر system برنامه Gparted partition manager را انتخاب کنید . حالا باید با این برنامه پارتیشن هاتونو بسازید. شما یک پارتیشن برای puppy میخواد حد اقل میتونه ۵۰۰ MB باشه و یک پارتیشن برای swap که ۵۰۰MB براش فضا میزاریم بعد هم apply را میزنیم و از برنامه میایم بیرون .

۲-حالا روی دسکتاپ دنبال setup بگردید روش کلیک کنید تا یک پنجره باز شه به قسمت install برید، Puppy Universal Installer را انتخاب کنید.

۳- باز هم یک پنجره باز میشه که از توی لیست هارد دیسک، فلش و هر چیزی که قرار puppy اونجا بره را انتخاب میکنم.

۴-خوب من هارد دیسک را انتخاب کردم و بعد از اون یک پنجره میاد که لیست هارد های من را نشان میده، اینجا هم هارد مورد نظرم را انتخاب میکنم.

۵- در مرحله بعد پنجره ای میاد که کلی گزینه های جورواجور داره که شما میتونید توشون بچرخید و ببینید چی هستن ولی من همون پارتیشنی که برای puppy توی مرحله ۱ ساختم را اونجا پیدا میکنم ، (مثلا پارتیشن من با /dev/sda5 نشان داده) و بعد کلیک تا برم به مرحله نصب.

۶- قبل از این که بیشتر پیش برید روی ایکل CD-ROM روی صفحه کلیک میکنم تا mount بشه و اماده‌ی خوندن.

۷- بقیه مراحل پیغام هایی هستن که شما باید OK بزنید و یک جا هم باید بین نصب با صرفه (Frugal) و نصب کامل (Full) یکی را انتخاب کنید که توضیحات و تفاوت هاشون را توی همون پینجره برای شما مینویسه، من نصب کامل را انتخاب کردم.

۸- حالا باید منتظر بمونید تا نصب تموم بشه، که البته زیاد طول نمیکشه. بعد از تمام شدن نصب و کپی فایل ها، یک پیغامی درباره Grub میاد و یک فایل متنی، من این مرحله را زدم بره!!! چون برای Grub نقشه ی دیگه ای دارم . (Grub و LILO دوتا بوت لودر هستن که برای لینوکس استفاده میشن و من Grub را برای سیستم دوستم انتخاب کردم)

GRUB

۹- حالا که همه چیز تموم شد میرم سراغ Grub که دروازه‌‌ی ورودیمون هست، برای ساختان این دروازه دوباره میریم setup را از روی دسکتاپ احضار میکنیم، از قسمت Drive ما Grub را انتخاب میکنیم .

۱۰- از پنجره باز شده بین Expert و Simple من Expert را انتخاب کردم.

۱۱- از پنجره باز شده اول میریم سراغ begin و بعد در پنجره اول standard را انتخاب کردم و زدم ok پنجره بعدی هم root و بعد ok و پنجره آخر باید مسیری که میخوایم گراپمون اونجا نصب باشه را بنویسیم. اگر یادتون باشه من puppy را توی sda5 (همون /dev/sda5) نصب کردم پس همون ادرس را نوشتم که گراپ هم همونجا باشه یعنی : /dev/sda5

۱۲- دوباره پنجره اول را میبینیم و حالا میریم سراغ مرحله بعد از begin، یعنی Linux و اونجا لینوکس هایی که روی سیستم داریم و مسیر هاشون نشون داده شده را انتخاب میکنیم تا به لیست گراپ اضافه بشن و توی پنجره های بعدی این مرحله هم عنوانی که با اون در grub نمایش داده میشن را مینویسیم .

۱۳- بعد از این که مرحله قبل کامل شد و برگشتیم به پنجره اول! اگر مثل دوست من چیز بجز لینوکس روی سیستمتون دارید میرید به Other و مشابه قسمت قبل، انها رو هم به گراپ اضافه میکنید.

۱۴- اگر دیگه توی اون پنجره اول کاری ندارید گزینه install را انتخاب کنید و به همه چیز پایان بدید :) .

من بعد از انجام مراحل بالا هم چنان با گراپ مشکل داشتم !

Error1: بعد از ریاستارت خبری از گراپ روی سیستم نبود و در وازه‌ای برای ورود به puppy نداشتم ! برای حل این مشکل دوباره با دیسک زنده بوت شدم و حالا باید بدونم گراپم کجاست؟! یادتونه که من گراپ را توی dev/sda5 نصب کردم ؟ و از اونجایی که sda هارد شماره ۱ من هست پس الان گراپ توی هارد ۱ و پارتیشن ۵ هست !

ولی از کجا فهمیدم sda هارد ۱ من هست ؟ این اطلاعات توی فایل device.map هست که برای خوندنش یک consol باز کنید و بزنید :

cat /boot/grub/device.map

خروجی شد:

(hd0) /dev/sda

(hd1) /dev/sdb

نکته : شماره پارتیشن گرابی همواره یکی از معادل لینوکسی آن کمتر است .

نکته‌ : برای اشنایی با جریان شماره گذاری پارتیشندرلینوکس در گوگل سرچ بزنید “شماره پارتیشن در لینوکس” .

خوب پس پارتیشن من از نظر لینوکسی هارد ۱ و پارتیشن ۵ هست ولی توی گراپ میشه هارد ۰ و پارتیشن ۴ .

پس حالا توی consol دستور grub را میزنم و بعد هم دستورات زیر را به ترتیب وارن میکنم :

root (hd0,4)

setup (hd0)

quit

Error2: گراپ آمد و من با ورود به puppy مشکلی نداشتم ولی ورود به ویندوز با مشکل رو به رو شد و ارور شماره ۱۳ را میداد! برای حل این مشکل با دیسک زنده بوت شدم به مسیر .dev/sda5/boot/grub رفتم و فایل menu.lst را باز کردم و کدی که مربوط به ویندوز بود را به صورت زیر تصیح کردم(مسلما شما باید اعداد خودتون را وارد کنید و ببینید پارتیشن ویندوزتون کجاست):

title Windows

rootnoverify (hd0,0)

chainloader +1

 

 

وصل شدن به اینترنت

برای این مرحله بتون پیشنهاد میکنم راهنمایی که آقای سعید زبردست نوشتن را بخونید که هرچی نیازه اونجا هست با این توضیح که اگر مثل دوست من adsl دارید پس باید برید سراغ:

اتصال به اینترنت ADSL ——> •مراحل pppoe-setup در Arch

فقط برای پیشگیری از گیج شدن شما، باید بگم که برای اعمال تنظیماتی که در آن راهنما گفته نیاز به یک خط فرمان یا همون محیط متنی دارید و اگر روی صفحه دسکتاپتون را نگاه کنید console را خواهید یافت پس روش کلیک کنید و بعد با نوشتن pppoe-setup و بعد از اون اینتر کار شما برای انجام تنظیمات شروع میشه ;)

بعد از این که تنظیمات تموم شد میتونید با زدن دستور pppoe-start در console به اینترنت وصل شید البته اگر کابل ها وصل باشه و مودم روشن و البته شارژتون را هم پرداخته کرده باشید ! pppoe-stop هم برای قطع اتصاله که حدسش هوش زیادی نمیخواد :D .

و البته یک سری واسط گرافیک هم میتونید براش پیدا کنید !

نصب نرم‌افزار

برای نصب نرم افزار پیش زمینه ای که نیاز دارید اینه که کلا طریقه نصب نرم افزار در لینوکس را بدونید. من قبلا برای دوستم این موضوع را توضیح دادم و اینجا درباره‌ی خود puppy و مدیریت بسته ها و …. حرف میزنیم .

وقتی جدول زمانی توزیع های لینوکس را نگاه میکنید میبینید puppy برای خودش مستقله و بر اساس توزیع دیگه ای نیست و فرمت بسته های خودش را داره که پسوند اخرش .pet (مخفف: Puppy’s Extra Treats) هست، توی این صفحه، میتونید اطلاعات بیشتری در باره پکیج های puppy بخونید.

(توضیح : اگر مثل دوست من تا حالا کاربر ویندوز بودید، میدونید که فایل های اجرایی در ویندوز پسوندشون .exe هست و باز هم اگر مثل دوست من یه مدت با ابونتو سر و کله زده باشید میدونید که پسوند پکیج ها اونجا .deb است و حالا در puppy با .pet رو به رو میشید) .

PPM مخفف Puppy Package Manager مدیر بسته ای هست که برای puppy استفاده میشه و واسط گرافیکی مناسبی هم داره، توی ویکی فارسی برای پاپی لینوکس یه چیزی در باره مدریت بسته های petget گفته ولی من همیچین چیزی ندیدم! فکر میکنم این را اشتبا نوشته باشه ولی اطلاعات خودم هم دقیق نیست! خوب بگزریم………

یه پروژه ای هم هست به نام woof که از نسخه ۴.۲X سر و کلش پیدا شده و خیلی چیز جالبیه، این جور فهمیدم که از توزیع های دیگه یه توزیع puppy میسازه یا یه همچین چیزی که گذاشتم توی برنامم تا باش سر و کله بزنم و دقیق تر ببینم که چیه !

خوب دوست عزیز بقیش با خودت من دیگه خسته شدم :D

فقط چند تا چیز دیگه رو هم بگم! یکی این که puppy پسوردی برای root نداره ! پس مراقب باش یوهو چیزی را خراب نکنی.

نکته بعد هم اینه که اگر میخوای زبان فارسی را به keyboard اضافه کنی برو همون setup که روی دسکتاپه و از قسمت hardware>Keybord |mouse|screensaver توی پنجره gtkdialog باید advanced Xorg Keyboard configu……. را انتخاب کنی و در اون پنجره layouts را بزنی ir-iran را اضافه کنی و بعد دباره برگردی به پنجره قبلی و بری به لبه ی options اونجا گزینه اول را بزنی کلیدهایی که برای swich بین زبان ها رو میخوای OK بزنی و قتی همه ی اینا تموم شد اول اون کلید yes پایین صفحه را بزنی تا تنظیمات فعال بشه و بعد هم پایان.

راستی یک برنامه ای هست به نام cmus که توی محیط متنی اجرا میشه و میتونه جای برنامه هایی مثل rhythmbox و …….. را براتون بگیره .

aptitude

Tags: , ,

چیزی که هست اینه که از این aptitude خیلی خوشم امده . خیلی چیز جالبیه . باور کن تاکس .

شما چی تالا باش کار کردید ؟ کار نکردید ؟

یه برنامست برای مدیریت مخازن و بسته ها در دبیان و ابونتو . فکر کنم پیش فرض نصب یاشه .

فقط کافیه در ترمینال صداش بزنید  :

aptitude$:~

ببین یه قیافه ای داره اینجوری :

Screenshot-narcissus@narcissus-laptop: ~

نمیدونم چقدر بهتره ولی یکی میگفت خیلی بهتره ( اوج تعریف بود ,  ولی دو روزه باش دارم کار میکنم هنوز نمیدونم چقدر بهتره  )

تاکس تو میدونستی همچین چیزی وجود داره  و به من نگفتی ؟ پس حس گنو / لینوکسیت کجا رفته ؟ البته اگه میگفتی هم از این زبان اجنبیت چیزی دستگیرم نمیشد . :D

امکانات جالبی داره مثلا میتونم لیست بسته های نصب شده / نصب نشده / بسته های متروکه و محلی و….. را ببینم که به صورت گروه هستن و بسته ها در این گروه ها مرتب شدن .یه گروه به نام  tasks داشت , من که از این تعریفش چیزی نفهمیدم اخه میگفت یه مجموعه  هست که به راحتی اجازه میده  که از بسته های از  پیش تعیین شده  ان هم برا ی منظور خاص  استفاده کنیم . خوب وقتی لیستش را هم باز کردم اسم توزیع های دیگه ی ابونتو را دیدم . حس کاراگاهیم هم گفت خوب لابد منظورش استفاده از بسته هایی هست که مخصوص توزیع های دیگست و غیره .

screenshot2

یه چیز جالب دیگش نشان دادن لیست پیش نیاز های یک بسته و اطلاعات و کلی چیزا دیگه هست .

screenshot4

خوب هنوز خیالم از امتحان این برنامه راحت نیست چون از بازی با مخازن و برنامه های مدیریت مخازن خاطره خوشی ندارم اما این اونتو ۹.۰۴ فعلا  ازمایشگاه تشریف دارن . یه شعبه از این ازمایشگاه را هم باید به دبیان انتقال بدم . هنور رو توزیع ها دیگه تصمیمی نگرفتم . :D ( خوب بابا! شما باز چپ چپ نگا کردید تاکس ؟ ).

یه کلی چیزای جالب دیگه هم داشت با کلی کلید که باید برای کار با این برنامه بلد باشید مثلا این که وقتی بستتون را پیدا کردید با + اون را برا نصب اماده مبکنبد و با دو بار کلیک g نصبش میکنید و…..

یه چیز عجیب ! وقتی داشتم دنبال راهنمای این برنامه میگشتم یه جا بهم یه ادرس داد دیدم ادرس یکی از شاخه های کامپیوتر خودمه :D باور کنید شوخی نمیکنم . اصلا برید خودتون  ببینید . اینجاست :

usr/share/doc/aptitude/

اره همینجا . حالا دنبال یه فایل به نام README بگردید . حالا بازش کنید ببینید توش چی نوشته !

دیدید . یه راهنمای کامل برای aptitude حکایتمون شده جریان اب در کوزه و ما گرد جهان میگردیم !

دستور man  هم که همیشه در خدمت بشریته و میتونه اطلاعاتی را از اینaptitude بده .

راستی شنیدم به صورت خط فرمانی هم میشه باش کار کرد . خلاصه خیلی چیزا داره باید بیشتر باش سر و کله بزنم .

خوب همین . تاکس خدا حافظ بعدا میبینمت .

راستی یه بنده خدایی یه چیزایی اینجا ترجمه کرده : AptitudeSurvivalGuide

حالا دیگه خدا حافظ .

داستان لینوکسی قسمت چهارم!

Tags: , ,

روزها و سالها گذشت .

حیوانات و موجودات جنگل ازاد و جنگل تاریک به زندگی خود ادامه دادند . سافتمارکو و دوستانش با این باور که تاکس و گنو به زودی شکست میخوردند روزها رو سپری میکردند و حاضر نبودند عقایدشان را تغیر بدند .

اما جنگل ازاد هر روز بیشتر از دیروز پیشرفت میکرد .

تاکس همچنان در سفر بود و به جاهای مختلف میرفت.در این سفرها با یک حلزون آشنا شد . یک هلزون پیر و دانا به نام دبیان . با منحنی های قرمز رنگی روی لاکش . تاکس با اون حلزون دانا دوست شد و اون را به جنگل اوپن سورس دعوت کرد . دبیان از تاکس در باره ی جنگل ازاد پرسید . و تاکس داستان را برای اون تعریف کرد . دبیان از تعریفهای تاکس خوشش آمد و دوست داشت اون جنگل را از نزدیک ببینه . دبیان تاکس را با خودش به یک سرزمین نا شناخته برد که در اون ور کوه‌ها در میان دره ای به نام هیومنی قرارا داشت . در آن دره قبیله‌ای زندگی میکردند به نام ابونتو که دوستان دبیان بودند . اونها برای دبیان دانا احترام زیادی قاعل بودند و او را دبیان حکیم صدا میزدند .

تاکس تا اون زمان حتی نام قبیله ی ابونتو را نشنیده بود . سرزمین عجیبی بود . سنگ‌ها و سخره ها به رنگ‌های زرد و نارنجی و قرمز بود برگ درختها پاییزی بود .

افراد قبیله با همه ی قبیله ها فرق میکردند . و از نژاد ها و نوع های مختلف بودند . بز و میمون و کوالاو .. . افراد قبیله خیلی مهربان بودند و شعار و عقیده ی انها این بود : من هستم چون تو هستی .

تاکس بعد از مدت ها به همراه دوستان جدیدش یعنی قبیله ابونتو  و دبیان به جنگل ازاد برگشت . گنو و حیوانهای جنگل از قبیله ی ابونتو استقبال کردند . و قسمتی از جنگل را به اونها دادند تا در اون زندگی کنند . دبیان دانا هم برای خودش در جنگل خانه‌ای ساخت . دبیان خیلی از امدنش به اون جنگل خوشحال بود چون میتونست از تجربش برای کمک به دیگران استفاده کنه . بقیه هم از اینکه یک حلزون دانا با اونها زندگی میکرد خوشحال بودند .

بعد از چند روز تاکس از یک جا نشستن خسته شد . اون به این فکر میکرد که هنوز موجودات زیادی هستند که باید انها را به جنگل ازاد دعوت کنه و هنوز سفر تمام نشده .پس دباره کوله بارشو جمع کرد و به راه افتاد .

توی سفر با یک آفتاب پرست آشنا شد . یک آفتاب پرست سبز . آفتاب پرست می‌گفت از سرزمین خورشید آمده . و داره دنبال یک جای جدیدی برای زندگی میگرده . اسمش زوزه بود

تاکس همرراه زوزه به سفرش ادامه داد .

خیلی راه طی کرده بودند و خسته بودند و تقریباً راه را گم‌کرده بودند . هوا تاریک شده بود . از دور یک روشنی دیده میشد . انگار یکی آتش روشن کرده بود . با عجله خودشون را به آتش رساندند . یک آدم شنل پوش را دیدند که کنار آتش دراز کشیده با یک کلاه قرمز که روی سر داشت و نیمی از صورتشو پوشانده بود . به نظر خیلی مرموز میامد !

تاکس و زوزه به هم نگاهی کردند . زوزه گفت :

-این دیگه کیه . مثل اینکه خوابه ؟

ولی ناگهان مرد مرموز با صدایی کاملاً جدی گفت :

- من کلاه قرمز هستم تازه وارد .

روزه پشت سر تاکس قایم شد . فکر میکنم کمی از کلاه قرمز ترسیده بود .

تاکس زد زیر خنده . اخه اون آدم مرموز برای تاکس خیلی خنده‌دار بود . کلاه قرمز هم به خنده ی تاکس خندش گرفت . بلند شد و نشست و اونها رو دعوت کرد تا بیان و کنار آتش بشینند .

اینجوری شد که تاکس و زوزه با کلاه قرمز آشنا شدند و برای اون از ماجراهای سفرشون گفتند . تاکس برای کلاه قرمز از جنگل ازاد  گفت و کلاه قرمز که همه ی عمرش را در سفر بود نمیتونست حرفهای تاکس را باور کنه . و مدام میپرسید یعنی واقعاً همچین جنگلی هم وجود داره ؟

کلاه قرمز از تاکس خواست تا اون را به جنگل اوپن سورس ببره و تاکس هم خواهش کلاه قرمز را قبول کرد . زوزه هم گفت:

- من که جایی را ندارم , پس با شما به جنگل اوپن سورس میام .

مهمانهای جدیدی به جنگل شلوغ و پر ماجرای اوپن سورس آمدند .

از اون زمان که تاکس جنگل را ترک کرده بود خیلی میگذشت و همه چیز عوض شده بود . گنو به طرف تاکس آمد و گفت . کجایی دوست قدیمی ؟ بالا خره آمد ی ؟ مثل اینکه با خودت مهمان آوردی ؟

گنو کلاه قرمز و زوزه را با حیوانهای جنگل آشنا کرد و به حیوانهای جنگل کلاه قرمز و زوزه را بردند تا جنگل ازاد را نشان مهمانها ی تازه وارد بدند .

تاکس هنوز مات و مبهوت به جنگلشون نگاه میکرد . انقدر عوض شده بود که حتی نمیدونست نمیدانست انجایی که ایستاده الان کجاست !؟

گنو به تاکس خندید و گفت . تعجب نکن . جنگل اوپن سورس دیگه اون جنگل قدیم نیست .

خیلی بزرگ شده . و ما به فکر تشکیل چند شهر هستیم .

شناسایی و دیدن مشخصات سخت افزار در لینوکس.

Tags: , ,

چند روز پیشا میخواستم کارت گرافیک این لبتاب تازه رسیده را نصب کنم . دنبال مشخصات دقیق کارت گرافیکم میگشتم .

دفترچه  لبتاب را زیرو رو میکردم تا از توی نوشته های عجیب غریب عجنبی ها یه چیزی پبدا کنم ,که تاکس مارو در اون

حال  دید .

- گفت داری چیکار میکنی ؟

- یه جوری گفت که فکردم کار اشتباهی دارم  میکنم . منم دفترچه را پشتم قایم کردم و گفتم هیچی !

- تاکس دفتر چه را از دستمان گرفت و گفت : تو نمیخوای بزرگ بشی ؟!

- والا من که از حرفای تاکس چیزی سر در نمی اوردم . تاکسم خودش فهمید چیزی نفهمیدم .

برای همین نشست پشت رایانه ( اوج فارسی پاس داشتن ) و با یک خط توی ترمینال شناسنامه کارت

گرافیکمان را در اورد .

- انجا بود که چشمانمان به سقف نگاه میکرد و به اون همه  صفحه که این ور و ان ور کردیم می اندیشیدیم .

و یک پوزخند جانانه در گلویمان گیر کرده بود . :D

- تاکس یک نگاهی کرد و گفت : دیدی هنوز بچه ای !؟

خوب و اما دستور نجات بخش که میگفتم اینه :

lshw

که نام این دستور با مخفف کردن این عبارت ها  ساخته شده   Hardware Lister


یعنی اینجوری :

narcislinux@narcislinux-laptop:~$ sudo lshw


این یکی دستور هم انگار چیپست سخت افزارهامونو میده که من هنو کاربرد دوشو نمیدونم .( به قول تاکس کم کم بزرگ میشم یاد میگیرم )

sudo lshw -short

و اما اگه راپورت میخواید بدید این به دردتون میخوره , یه خروجی تمیز توی فایل متنی . :D

sudo lshw > hardware.txt


یه راپورت خلاصه تر هم میشه گرفت ( این راپورتو از راپورتچی شب دهم یاد گرفتیم :D )

مثلا برای این که فقط مشخصات کارت گرافیکم را ببینم اینجوری باید میکردم  :

sudo lshw -C video

البته اینم همینکارو میکنه  :

lspci | grep VGA

چی کمکم کرد :

http://gaarai.com/2009/01/22/how-to-find-hardware-devices-in-ubuntu-with-lshw

http://ezix.org/project/wiki/HardwareLiSter

https://help.ubuntu.com/community/BinaryDriverHowto

اولین جلسه !

Tags: , ,

روز سه شنبه یک روز کاملا لینوکسی بود

یک سفر لینوکسی , یک جلسه لینوکسی , و کلا لینوکسی بود .

مقصد سفر اهواز بود, هدف سفر شرکت در اولین جلسه لاگ خوزستان.

راستش از خدا خیلی شاکی هستم . اخه همه نقشه های من را ریخت به هم

میگید برای چی ؟! الان میگم :

من وقتی با لینوکس اشنا شدم (تذکر به خودم : ببین ۵ ماه بیشتر نیست لینوکس

کار میکنی همچین حرف میزنی انگار ……. :D ) فکر میکردم حد اقل تا ۳ سال دیگه

نامی از لاگ خوزستان نخواهم شنید نمیدونم چی شد که یک ماه (شایدم ۲ ماه )

پیش یک پست در ابونتو ای ار دیدم که برای تشکیل لاگ خوزستان فراخوان داده

بود .و نمیدونم چجوری شد که روز سه شنبه ۱۹ اذر ۱۳ نفر ادم لینوکسی و نیمه

لینوکسی دور هم جمع شدند و اولین جلسه رسمی لاگ خوزستان را تشکیل دادند .

هرچی بود  زیر سر اوس کریم بود .

خلاصه کلی حساب کتاب مارو ریخت به هم من کلی پیش بینی  برای سه سال

دیگه داشتم . (چی شد  ؟! :D )

القصه … ما روز سه شنبه طی یک سفر لینوکسی خودمان را به اهواز رساندیم.

جلسه ساعت ۱۰ صبح بود ولی این جانب ساعت ۹ به اهواز رسیدم و خلق را از

خواب ناز بیدار نمودم .

اولین نفر که مورد حمله زنگ تلفن بنده  قرار گرفت دوست نیمه لینوکسی ما

بود که باید میامد ترمینال به دنبالمان دومین نفر دوست دیگر نیمه لینوکسی ما

بود که اون هم باید بیدار میشد میامد جلسه . سومین نفر دوست دیگر نیمه لینوکسی

ما بود که ان هم با زنگ ساعت ۹:۲۰ ما از خواب بیدار شد ,  با یاد اورد این که

جلسه ای در پیش است .نفر چهارم ………( این داستان ادامه دارد !)

خلاصه فکر کنم که کل اهواز را از خواب و ارامش انداختیم ( ان هم روز عید – ملت

کلی نقشه کشیده بودن برای این روز) .

ولی باور کنید تقصیر من نبود هرچی به تاکس گفتم ۸ هم حرکت کنیم ۱۰ به جلسه

میرسیم حرف گوش نکرد میگفت دیر میشه . خلاصه ما بی گناهیم !؟

(تاکس چپ چپ نگاه نکن ! خوب راست گفتم دیگه ؟!)

داستان لینوکسی!

Tags: , ,

خوب به پیشنهاد یکی از دوستان یه داتان لینوکسی برای بچه ها نوشتم که

کدشو اینجا میزارم دانلود کنید ببینید خوبه یا بد لطفا باگ ها را به من اطلاع

بدید :) (به این میگن گفتگو به شیوه ی ای تی اونم از نوع اوپن سورس)

یکی بود یکی نبود

اون زمان های دور یه جنگل خیلی بزرگ بود با کلی حیوانه بزرگ و گوچیک حیوانهایی از سر تا سر جهان از قطب جنوب از اصحراهای اقریقا از استرالیا از امریکا اروپا و اسیا حیوانای قصه ی ما همشون احل علم و کامپیوتر بودن و با خوبی و خوشی در کنار هم زندگی میکردن .

جنگل اونا یه جنگل مدرن بود .دیگه به جای نامه ایمیل برای هم میفرستادن و به جای ورق مطالبشونو توی کامپیوتر وارد میکردن

توی این دنیای بزرگ که حیوان های جنگل بهش میگفتن دنیای اطلاعات هر کسی بیشتر میدونست برای جنگل و حیوانات و دوستانش مفید تر بود .

ولی بچه های من اون زمونا توی جنگل ما چند موجود زندگی میکردند که قدرت زیادی داشتن و مطالب زیادی بلد بودن و به هیج کسی اجازه نمیدادن که چیزی یاد بگیرن با از کد های کامپیوتر ها سر در بیارن .یکی از اونها جادوگری به نام سافتماکرو بود موجودات دیگه ای هم بودن صاحبای شرکتای کامپیوتری و خیلیای دیگه یکی دیگشون یونیکس بود که خوش قلب بود ولی دوست نداشت بجر خودش و ادمای دربارش کسی کدها رو بدونه .


untitlekjhbkjbd

(من رو اخه چه به نقاشی کردن ;) ) )

این موجودات یه روزی دور هم جمع شدن و قانونی رو توی جنگل تصویب کردن .قانون این بود که فقط معمورای اونها حق دارن کد های کامپیوتر ها رو بلد باشن و اگر کسی بخواد کدای کامپیوتر رو بدونه باید از اونها خواهش کنه و به اونها هدیه و سکه بده تا شاید بتونه کدی رو یاد بگیره و کلی قانونه دیگه….

بعد از اون دیگه حیوان ها با هم مهربون نبودن . دیگه هیچ کس حاظر نبود بدون سکه به کسی اطلاعات یاد بده توی جنگل ما تعداد کمی میدونستند که اسرار اون موجودات قدرت مند چی بود .اونها هم اسرارشونو به کسی نمیدادن .

از اون به بعد هر کسی دوست داشت که فقط خودش بدونه که توی کامپیوتر چی میگذره.اونا که پولی نداشتند دیگه هیچ امیدی برای یاد گرفتن نداشتن .

هر کسی هم که جزء معمورای اون موجودات قدرت مند میشد تلسم میشد و اون تلسم نمیزاشت که اون اسرار و کد ها رو به کسی بده .

میبینید چقد بده که کسی خود خواه باشه میبینید چجورموجودات قدرتمند ما جنگل شاد ما رو تاریک کردند ؟

تا این که یه رور یکی یواشکی وارد جنگل ما شد اسمش تاکس بود و از دربار یونیکس میومد تاکس پسر خوانده ی یونیکس بود پنگوئن ما برای بازی وارد جنگل تاریک شد .

تاکس میون درختا بازی میکرد این ور میرفت اون ور میرفت تاکس ما یه پنگوئن باهوش بود از اون به بعد تاکس هر روز به جنگل میومد و مشغول بازی میشد و با کلی از حیوانای جنگل دوست شده بود.

ولی تاکس متوجه شد که حیوانای جنگل خوشحال نیستن .وقتی ازشون پرسید که چرا نا راحتید اونا قصه ظلم قدرت مندا رو برای تاکس گفتند .تاکس خیلی ناراحت شد.

یه روزی که توی جنگل این ور و اون ور میرفت و یه عده از حیوانها رو دید که جمع شدن و یه گاو افریقایی داره براشون حرف میزنه .اون گاو افریتایی اسمش گنو بود .گنو داشت به حیوانهای جنگل میگفت که شما باید ازاد باشید نباد کدای برنامه ها رو از شما مخفی کنند .نباد این اجازه رو از شما بگیرند که به دیگران کد های کامپیوتر رو بدبد .

تاکس قصه ی ما از حرفای گاو افریقایی خوشش اومد و از اون به بعد گنو و تاکس دوستای صمیمی شدن . تاکس دیگه به دربار یونیکس بر نگشت و همونجا توی جنگل با حیوانهای جنگل موند .گنو و تاکس تصمیم گرفتند که یه جنگل ازاد با کد های کامپیوتر ازاد داشته باشن.

قصه ادامه دارد….

مردم از این همه توجه!

Tags: , ,

فکرشو بکنید ادم این همه شوق برا یاد گرفتنه لینوکس داشته باشه

اون وقت یه ادم اونم نه هر ادمی استادت اونم نه هر استادی استاد

دانشگاهت سر کلاس درس اونم نه هر درسی بلکه درس شیرین سیستم

عامل در جواب سوالت( حالا مهم نیست چه سوالی) بگه لینوکس عاقبت

نداره .

اخه خدارو خوش میاد که اینجور دل جوان مردم رو بشکنیند.حالا من هیچی

این تاکس بیچاره چه گناهی کرده که از اون سر دنیا از جایی که برای خریدن

ویندوز باید خدا تومن پول بدن و لینوکسو رو سرشون میزارن بلند شده

اومده اینجا (جایی که دانشجوی رشته کامپیوترش به ادم میگه لینوکس چه

جور ویندوزیه؟) تا به من لینوکس یاد بده.و به من بفهمونه که لینوکس یه

سیستم عامل نیست لینوکس یه تفکره (بر گرفته از گارفید).

گفته بودم که قراره سه شنبه یکی از دوستامو لینوکسی کنم .برای همین

کار دوشنبه تود دانشگاه هی از این سایت به اون سایت سر گردون بودم .

هیچ جا اجازه نمیدادن که یه یک سیستم رو در اختیارمون بزارن تا ما

دانشجویان(خیر سرمون)رشته کامپیوتر یه لینوکس نصب کنیم و( خیر

سرمون ) یه قدمی در راه نرم افزار ازاد بر داریم .

اخرش بلند شدم رفتم پیش رئیس گروهمون و گفتم ای استاد یه پیشنهاد

دارم . استاد مثل همیشه گفت بفرمایید . و من گفتم چرا حد اقل دو تا از

سیستم های دانشگاه را لینوکسی نمیکنید؟ استاد با اغوش باز از پیشنهاد

این جانب استقبال کرد (ولی چه استقبالی در حد همان حرف ماند و بیشتر

نشد) و گفت برو پیش مسئول سایت ها ساختمان اداری . این جانب الک

و دلک بعد کلاس درس راه ساختمان اداری در پیش گرفته و به دنبال جناب

رئیس گشتم .ایشان هم با اغوش باز از ما استقبال کردند و در اخر فرمودند

که شرمنده هستم همچین کاری مقدور نیست سیستم ها را نیاز داریم

دانشجوها کلاس دارند و ………(با خودم گفتم چقدر ما دانشجوها مهم شده

-ایم اون وقت که استادمان کلاس ساعت هفتش را ساعت نه میامد مهم

نبودیم؟) خلاصه بهانه ای نبود که نیاورد اصلا فکر کنم نفهمید من چه گفتم

و حتی کمی هم به دنبال راه حل نگشت فقط به دنبال خاتمه دادن حرف

من بود .

من که از رو نرفتم باز هم پیش مدیر گروهمان رفتم و گفتم رئیس سایت

چنین گفت . مدیر گروه که دید بنده روی بد دنده ای هستم تسلیم شد (ولی

چه تسلیم شدنی ) به من وئده داد که قرار است یک کلاس پروژه راه

اندازی شود و من میتوانم دو سیستم انجا را به لینوکس اختصاص دهم .

یعنی این که تا اطلاع ثانوی بنده باید منتظر بمانم .

خوب میدونید بنظرم من بهترین راه برای شروع لینوکسی کردن دیگران

دانشگاست .خوب نباید یادتون بره که لینوکس یه جورایی در دانشگاه متولد

شد توسط یه دانشجو (استاد بزرگ لینوس تورنادورو عرض میکنم. بی

احترامی نشه ).

خلاصه بحث لینوکسی کردن دوستم من رو به این فکر انداخت که یه سری

از سیستم های دانشگاه لینوکس بشه و یا حد اقل دو سیستمش لینوکس

بشه .

و اما ماجرای لینوکسی کردن دوستم هم فراموش نشد ولی تاریخش عوض

شد . قراره یک شنبه هفته دیگه توی یکی از ساعت های ازمایشگاه شبکه

بریم ازمایشگاه .تونستم از اونجا یه وقت بگیرم که البته اونم پنجاه پنجاست

ولی من یه کنه ای هستم که دومی نداره اونم وقتی که پای لینوکس در میونه .

خدا اخر عاقبت مارو با این لینوکس به خیر کنه !

پ.ا.ی.ن.۱: من حس میکنم که تو این متن خیلی اشتباه املایی دارم

(املام مدرسه که بودم فاجعه بود)لطفا بزرگی کنید و بهم بگید

ولی مسخرم نکنید.

پ.ا.ی.ن.۲:مردم از بی کسی یه موجود غیر مجازی دورو ورم نمیجورم

که مثل خودم لینوکسی باشه . هر جور شده باید این دوستامو لینوکسی

کنم تا از تنهایی دز بیام.

کاری از روی بی کاری

Tags: , ,

خوب از این به بعد میخوام روزانه خیلی از وقتم رو تو فروم خارجی

بگذرونم به دو دلیل کاملا تابلو:

۱- زبانم رو قوی کنم

۲-دلیل دوم رو نمیدونم ؟!

و طبق معمول هر چی یاد بگیرم رو تو وبلاگ خودم مینویسم

این وبلاگ برای من یه دفتر خاطرات لینوکسیه!

مطلبی با عنوان ((10 ضرر جانبی استفاده از لینوکس است)).

Tags: , ,

داشتم طبق معمول تو وبلاگ دوستان سرک میکشیدم که با این مطلب*(۱) برخورد کردم مطابی که با خوندنش کلی خندیدم در عین حال که میدونستم واقعا جدی و واقعیه:

تحقیقاتی که بوسیله یک موسسه تحقیقاتی در “سیلیکون ولی” انجام شده، تغییرات رفتاری روی کسانی که از لینوکس استفاده می کنند را نشان داده. با توجه به آنها این 10 ضرر جانبی استفاده از لینوکس است:

10- شما در مورد کشتن برنامه ها صحبت می کنید به جای اجبار برای ترک کردن استفاده از آنها.

9- به خودتون یاد آوری میکنید که لازم نیست هر 5 دقیقه یکبار کارتون راsave کنید

8- به جای حرف C از K استفاده می کنید (فکر کنم به خاطر اکثر برنامه ها که با K شروع میشه باشه ؟)

7- وقتی با مادر بزرگتون صحبت می کنید سعی می کنید که دستور غذاهاش را به صورت اپن سورس به دست بیاورید

6- وقتی شما در مورد ساعات کار مفیدتون لاف می زنید مردم خیلی عجیب بهتون نگاه میکنند!

5- باعث می شوید که از در آمد آینده بیل گیتس 0.0000001 % کم شود

4- تنها ویروسی که شما را اذیت می کنه ، ویروس سرما خوردگیه

3- صفحه آبی را ، که همیشه مرگ کامپیوتر را در ویندوز نشون میده، فقط در کابوس هاتون می بینید

2- شما واقعا یک سری کار جدی انجام می دین

1- و آخرین دلیل اینکه دیگه افراد مخالف را نمی بینید

*۱- لینک مطلب

© 2009 روز شمار شروع !. All Rights Reserved.

This blog is powered by Wordpress and Magatheme by Bryan Helmig.